وَ قَالَ ( علیه السلام ) : یَا أَیُّهَا النَّاسُ مَتَاعُ الدُّنْیَا حُطَامٌ مُوبِئٌ فَتَجَنَّبُوا مَرْعَاهُ قُلْعَتُهَا أَحْظَى مِنْ طُمَأْنِینَتِهَا وَ بُلْغَتُهَا أَزْکَى مِنْ ثَرْوَتِهَا.

امام علیه السلام فرموده است: ای مردم کالای دنیا گیاه خشک خورد شده وباءآورنده تباه کننده است پس دوری کنید از چراگاهی که کوچ کردن و نماندن در آن از آرام گرفتن در آن سودمندتر است (چون ماندن و دل بستن به آن سبب بدبختی است) و اندک روزی و خوراک آن (به اندازه ای که این راه سر رسد) پاکیزه تر است از دارائی در آن (چون رنج دنیا و حساب آخرتش کمتر است) .

حُکِمَ عَلَى مُکْثِرٍ مِنْهَا بِالْفَاقَةِ وَ أُعِینَ مَنْ غَنِیَ عَنْهَا بِالرَّاحَةِ .

مقرر شده است برای کسی که (بر اثر حرص و آز) بسیار در آن دارائی گرد آورد فقر و بی چیزی (آخرت چون در دنیا گرفتار بوده و نتوانسته توشه ای بردارد) و یاری شده است کسی که (با قناعت) از آن بی نیاز مانده (جمع آوری نکرده) به آسودگی (در روز رستخیز) .

مَنْ رَاقَهُ زِبْرِجُهَا أَعْقَبَتْ نَاظِرَیْهِ کَمَهاً .

و کسی ا که زینت و آرایش آن به شگفت آورده هر دو چشمش را کور مادرزاد گردانده (مانند آنکه نشان بینائی در او نیست).

وَ مَنِ اسْتَشْعَرَ الشَّغَفَ بِهَا مَلَأَتْ ضَمِیرَهُ أَشْجَاناً لَهُنَّ رَقْصٌ عَلَى سُوَیْدَاءِ قَلْبِهِ هَمٌّ یَشْغَلُهُ وَ غَمٌّ یَحْزُنُهُ کَذَلِکَ حَتَّى یُؤْخَذَ بِکَظَمِهِ فَیُلْقَى بِالْفَضَاءِ مُنْقَطِعاً أَبْهَرَاهُ هَیِّناً عَلَى اللَّهِ فَنَاؤُهُ وَ عَلَى الْإِخْوَانِ إِلْقَاؤُهُ .

و کسی که دوستی آن را روش خود نماید خاطرش را پر از اندوهها کند که آن اندوهها را بر دانه دل او نگرانی است، اراده و قصدی (برای بدست آوردن کالای آن) او را مشغول و گرفتار می سازد، و اراده و قصدی او را اندوهگین، و همچنین پیوسته در کشاکش اندوهها و گرفتاریها است تا آنکه راه نفس او (گلویش) گرفته شود (بمیرد( پس او را به صحرا اندازند )در گورستان به خاک سپارند( در حالی که دو رگ دل او قطع شده است )هلاک گشته( و بر خدا نابود شدنش و بر برادران و یاران انداختنش )به گورستان( سهل و آسان می باشد).

وَ إِنَّمَا یَنْظُرُ الْمُؤْمِنُ إِلَى الدُّنْیَا بِعَیْنِ الِاعْتِبَارِ وَ یَقْتَاتُ مِنْهَا بِبَطْنِ الِاضْطِرَارِ وَ یَسْمَعُ فِیهَا بِأُذُنِ الْمَقْت وَ الْإِبْغَاضِ.

و مومن به چشم عبرت و آگاهی به دنیا می نگرد، و به اندازه نیازمندی شکم از روی اضطرار و ناچاری قوت و روزی به دست می آورد، و به گوش خشم و دشمنی (گفتار درباره دنیا را) می شنود (و اما حال انسان در دنیا).

إِنْ قِیلَ أَثْرَى قِیلَ أَکْدَى وَ إِنْ فُرِحَ لَهُ بِالْبَقَاءِ حُزِنَ لَهُ بِالْفَنَاءِ هَذَا وَ لَمْ یَأْتِهِمْ یَوْمٌ فِیهِ یُبْلِسُونَ.

اگر گفته شود فلانی توانگر و بی نیاز شد (پس از چندی)گفته می شود فقیر و بی چیز گردید، و اگر به بقاء و هستیش شاد شوند (روز دیگر) به فناء و نیستیش اندوهگین گردند، این است حال انسان در دنیا و حال آنکه نیامده است روزی (قیامت) که در آن (دنیادوستان بر اثر سختی عذاب و گرفتاری جاوید از رحمت خدا و آسودگی) نومید می شوند.