إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ .

منشا فتنه و فسادها (در میان مردم) پیروی از خواهشهای نفس است، و احکامیکه برخلاف شرع صادر گردد، کتاب خدا (قرآن کریم) با آن خواهشها و حکمها مخالف است، و (همچنین از اسباب فتنه و فساد آن است که) گروهی از مردم دیگران را بر خواهشها و حکمهای بر خلاف دین یاری و پیروی می کنند (چون حق و باطل را در هم می نمایند فتنه و فساد ظاهر می شود.)

فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ .

پس اگر باطل با حق در هم نمی شد راه حق بر خواهان آن پوشیده نمی گردید، و اگر حق در میان باطل پنهان نمی بود دشمنان (هرگز) نمی توانستند از آن بدگوئی کنند.

وَ لَکنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِک یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى.

و لیکن چون قسمتی از حق و قسمتی از باطل فرا گرفته و در هم می گردد پس آنگاه شیطان بر دوستان خود تسلط پیدا می کند (برای اضلال و گمراهی فرصت بدست آورده، و باطل را در نظر خواهان حق جلوه می دهد و راه بدگوئی را برای دشمنان دین باز می نماید) و کسانیکه لطف خدا شامل حالشان گردیده است (از اضلال و گمراهی شیطان) نجات می یابند (و از آمیزش حق به باطل در شبهه نمی افتند).