لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّی أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَیْرِی .
شما می دانید که من برای خلافت از هر کس شایسته و سزاوارترم (و با این حال او را به خلافت می گمارید).
وَ وَ اللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِینَ وَ لَمْ یَکنْ فِیهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَیَّ خَاصَّةً .
و سوگند به خدا خلافت را (به دیگری) رها می نمایم مادامی که امور مسلمانان منظم باشد (فتنه و فسادی در میان آنها پیدا نگردد) و مادامیکه در زمان خلافت دیگری بجز بر من (به هیچکس) جور و ستمی وارد نشود (و اینکه حق خود را نطلبیده از آن چشم می پوشم) .
الْتِمَاساً لِأَجْرِ ذَلِک وَ فَضْلِهِ وَ زُهْداً فِیمَا تنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَ زِبْرِجِهِ.
برای درک اجر و ثواب آن است (که حقتعالی به مظلومین عطاء می فرماید) و برای بی رغبتی به مال و زینت دنیا (رئاست و بزرگی) است که شما به آن شائق هستید (من خلافت را به کسیکه لیاقت آنرا ندارد وامی گذارم تا بدانند طالب بدست آوردن رئاست و بزرگی دنیا نیستم، بلکه این گفتارم برای اتمام حجت و راهنمائی گمراهان است).

