أَمَّا بَعْدَ حَمْدِ اللَّهِ وَ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ أَیُّهَا النَّاسُ فَإِنِّی فَقَأْتُ عَیْنَ الْفِتْنَةِ وَ لَمْ یَکنْ لِیَجْتَرِئَ عَلَیْهَا أَحَدٌ غَیْرِی بَعْدَ أَنْ مَاجَ غَیْهَبُهَا وَ اشْتَدَّ کلَبُهَا فَاسْأَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی .

پس از حمد و ثنای الهی و درود بر پیغمبر اکرم، ای مردم من چشم فتنه و فساد را کور کردم (با طلحه و زبیر و پیروانشان در جنگ جمل و با معاویه و لشگرش در جنگ صفین و با خوارج در نهروان جنگیده نگذاشتم فسادشان عالم گیر گردد) و غیر از من کسی بر (دفع) آن فتنه و فساد جرات نداشت، پس از آنکه تاریکی آن موج زده و سختی آن رو با فزونی نهاده بود (همه جا را فتنه فرا گرفته هیچکس نمیدانست چه باید کرد، زیرا اهل اسلام حکم جنگیدن با اهل قبله را از آن پیش ندانسته جرات بر آن نداشتند، چنانکه ابن عمرو سعد ابن مالک و ابوموسی و مانند ایشان از آن حضرت کناره کرده گفتند: از این فتنه ای که در میان مسلمانان واقع شده اجتناب و دوری سزاوار است) پس(چون به همه چیز دانا هستم احکام و مسائل دین خود را) از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید، و (به حکم عقل و نقل جرات نیست کسی را جز علی ابن ابیطالب و ائمه طاهرین علیهم السلام که در بالای منبر بگوید: فاسئلونی قبل ان تفقدونی یعنی بپرسید از من پیش از آنکه مرا نیابید. زیرا پرسشها بیشمار و گوناگون است، بعضی راجع به معقول و برخی مربوط به منقول و دسته ای در باب عالم شهود و پاره ای درباره عالم غیب و همچنین راجع به گذشته و یا آینده و یا زمان حال باشد، و ممکن نیست کسی بتواند این پرسشها را پاسخ گوید مگر کسیکه از جانب خداوند تایید شده و از منبع علم و حکمت و سرچشمه کمال و معرفت، علوم اولین و آخرین را آموخته باشد).

فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا تَسْأَلُونِی عَنْ شَیْ‏ءٍ فِیمَا بَیْنَکمْ وَ بَیْنَ السَّاعَةِ وَ لَا عَنْ فِئَةٍ تَهْدِی مِائَةً وَ تُضِلُّ مِائَةً إِلَّا أَنْبَأْتُکمْ بِنَاعِقِهَا وَ قَائِدِهَا وَ سَائِقِهَا وَ مُنَاخِ رِکابِهَا وَ مَحَطِّ رِحَالِهَا وَ مَنْ یُقْتَلُ مِنْ أَهْلِهَا قَتْلًا وَ مَنْ یَمُوتُ مِنْهُمْ مَوْتاً .

سوگند به آن کسیکه جان من بدست قدرت او است از این زمان تا قیامت چیزی (خبری) را از من سوال نمیکنید و از گروهی که صد کس (کمتر یا بیشتر) را هدایت نمایند و صد کس را گمراه سازند (مردمی که زمامدار شوند و سبب رستگاری یا گمراهی گردند) پرسش نمینمائید مگر آنکه به شما خبر میدهم (پیش گویی می کنم) از خواننده و جلودار و راننده (زمامداران) آن گروه (مانند ساربانان که شتران را به هر کجا بخواهند می کشانند) و از جای فرود آمدن و بارگیر ی (محل اجتماع) ایشان و از کسیکه از آنان کشته می شود و آنکه از آنها میمیرد.

وَ لَوْ قَدْ فَقَدْتُمُونِی وَ نَزَلَتْ بِکمْ کرَائِهُ الْأُمُورِ وَ حَوَازِبُ الْخُطُوبِ لَأَطْرَقَ کثِیرٌ مِنَ السَّائِلِینَ وَ فَشِلَ کثِیرٌ مِنَ الْمَسْئُولِینَ وَ ذَلِک إِذَا قَلَّصَتْ حَرْبُکمْ وَ شَمَّرَتْ عَنْ سَاقٍ وَ ضَاقَتِ الدُّنْیَا عَلَیْکمْ ضِیقاً تَسْتَطِیلُونَ مَعَهُ أَیَّامَ الْبَلَاءِ عَلَیْکمْ حَتَّى یَفْتَحَ اللَّهُ لِبَقِیَّةِ الْأَبْرَارِ مِنْکمْ .

و اگر مرا نیابید (میان شما نباشم) و پیش آمدهای بد و کارهای دشوار بر شما فرود آید بسیاری از سوال کنندگان (به سبب حیرانی بسیار) سر در پیش خواهند افکند (و خاموش بوده راه نجات از آن پیش آمدهای بد و کارهای دشوار را نمی یابند) و بسیاری از پاسخ دهندگان (به سبب جهل و نادانی از پاسخ گفتن) ترسناک (و عاجز) باشند، و این در وقتی است که جنگ بسیار میان شما واقع گشته و (فتنه و فساد آن) سخت گردد، و (به سبب گرفتاری و بیچارگی) دنیا بر شما تنگ شود که روزهای بلاء (مدت سختی) را دراز شمارید (هر ساعتی را روزی یا بیشتر پندارید) تا اینکه خداوند نیکوکاران از شما را فتح و فیروزی دهد.

ِانَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ یُنْکرْنَ مُقْبِلَاتٍ وَ یُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ یَحُمْنَ حَوْمَ الرِّیَاحِ یُصِبْنَ بَلَداً وَ یُخْطِئْنَ بَلَداً .

هرگاه فتنه ها (به مردم) رو آورد (باطل به حق و فساد به صلاح) اشتباه می شود، و زمانیکه از بین برود (و فتنه جویان مضمحل و نابود شوند، مردم را به باطل و فساد) آگاه سازد (آنگاه به حق و صلاح پی برده به جهل و نادانی خود اعتراف نمایند، زیرا) چون فتنه ها رو آورد (نادرستیهای آنها) معلوم نیست، و چون پشت گرداند (از بین برود) شناخته شود (مادامیکه فتنه و فساد برپا است حق ناپیدا است و چون آتش آن فرو نشیند حق آشکار گردد) فتنه ها (در همه جا) مانند دور زدن بادها دور می زند، به شهری می رسد و از شهری می گذرد (فتنه جویان همه جا مشغول فساد و تباهکاری می باشند، گاهی مردم شهری به آتش آنان سوخته گاهی از آن شهر گذشته مردم شهر دیگری را می سوزانند).

أَلَا وَ إِنَّ أَخْوَفَ الْفِتَنِ عِنْدِی عَلَیْکمْ فِتْنَةُ بَنِی أُمَیَّةَ فَإِنَّهَا فِتْنَةٌ عَمْیَاءُ مُظْلِمَةٌ عَمَّتْ خُطَّتُهَا وَ خَصَّتْ بَلِیَّتُهَا وَ أَصَابَ الْبَلَاءُ مَنْ أَبْصَرَ فِیهَا وَ أَخْطَأَ الْبَلَاءُ مَنْ عَمِیَ عَنْهَا .

آگاه باشید ترسناکترین (بزرگترین و سخت ترین) فتنه ها بر شما به نظر من فتنه بنی امیه است (حرمت رسول خدا را هتک کرده سبطین آن بزرگوار امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را به قتل رسانده خانه خدا را خراب نموده هشتاد سال بر روی منابر اسلام نسبت به امیرالمومنین جسارت نمودند و مردم را بدوری جستن از آن حضرت وادار کرده هر کس زیر بار این کار زشت نرفته او را کشته یا از شهرها بیرون کرده خانه اش را خراب و ویران می ساختند و سنت را بدعت و بدعت را سنت میدانستند( پس آن فتنه ای کور و تاریک است )راه صلاح و رستگاری در آن گمشده و زیانش در دین و دنیا هویدا است( حکومت و سلطنت آن همه جا را فرا گیرد و بلا و سختی آن مخصوص )پرهیزکاران و شیعیان( است، هر کسیکه در آن فتنه بینا باشد )با کارهای زشت بنی امیه مخالفت نماید( بلاء و سختی به او رو آورد، و کسیکه نابینا باشد )به کارهای زشت آنان ایراد نکرده اوامر و نواهی آنها را پیروی کند( بلاء از او دور )در رفاه و آسایش است.

وَ ایْمُ اللَّهِ لَتَجِدُنَّ بَنِی أُمَیَّةَ لَکمْ أَرْبَابَ سُوءٍ بَعْدِی کالنَّابِ الضَّرُوسِ تَعْذِمُ بِفِیهَا وَ تَخْبِطُ بِیَدِهَا وَ تَزْبِنُ بِرِجْلِهَا وَ تَمْنَعُ دَرَّهَا لَا یَزَالُونَ بِکمْ حَتَّى لَا یَتْرُکوا مِنْکمْ إِلَّا نَافِعاً لَهُمْ أَوْ غَیْرَ ضَائِرٍ بِهِمْ وَ لَا یَزَالُ بَلَاؤُهُمْ عَنْکمْ حَتَّى لَا یَکونَ انْتِصَارُ أَحَدِکمْ مِنْهُمْ إِلَّا کانْتِصَارِ الْعَبْدِ مِنْ رَبِّهِ وَ الصَّاحِبِ مِنْ مُسْتَصْحِبِهِ .

سوگند به خدا بعد از من بنی امیه برای شما زمامداران بدی خواهند بود، مانند شتر پیر لگدانداز بدخو که )هنگام دوشیدن دوشنده را( به دهانش گاز می گیرد، و بدستش )بر سر او ( کوبیده به پایش لگد زند و از دوشیدن شیر جلوگیری نماید )خلاصه نیکان را اذیت و آزار رسانیده میکشند و از بیت المال مسلمین چیزی به مستحقین نمیدهند( همواره بر شما تسلط دارند تا از شما کسی را )روی زمین( باقی نگذارند مگر اینکه برای آنان سود داشته یا زیان به ایشان وارد نیاورد )از آنها پیروی کند یا لااقل بر خلاف مقاصدشان سخنی نگفته قدمی برندارد( و همواره بلا و تسلط آنان )بر شما( برقرار است بطوریکه انتقام گرفتن یکی از شما از ایشان مانند انتقام گرفتن غلام از آقای خود و تابع از متبوعش می باشد (زیر دست و مانند بنده زر خرید آنان هستید که نمیتوانید از حقوق خویش دفاع کنید).

تَرِدُ عَلَیْکمْ فِتْنَتُهُمْ شَوْهَاءَ مَخْشِیَّةً وَ قِطَعاً جَاهِلِیَّةً لَیْسَ فِیهَا مَنَارُ هُدًى وَ لَا عَلَمٌ یُرَى نَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ مِنْهَا بِمَنْجَاةٍ وَ لَسْنَا فِیهَا بِدُعَاةٍ .

فتنه و فساد ایشان بد منظر و ترسناک و به رویه مردم زمان جاهلیت (که به جنگ و خونریزی و غارت و دزدی و بی عفتی عادت داشتند) بر شما وارد می گردد، و نیست علامتی از هدایت و رستگاری در آن فتنه و نه نشانه ای که (راه حق به آن) دیده شود، ما اهل بیت از گناه آن فتنه ها خواهیم رست (از رویه فتنه جویان بیزاری جسته طبق دستور خداوند متعال رفتار خواهیم نمود) و در آن اوقات نمیتوانیم (کسی را آشکار به راه حق) دعوت نمائیم.

ثُمَّ یُفَرِّجُهَا اللَّهُ عَنْکمْ کتَفْرِیجِ الْأَدِیمِ بِمَنْ یَسُومُهُمْ خَسْفاً وَ یَسُوقُهُمْ عُنْفاً وَ یَسْقِیهِمْ بِکأْسٍ مُصَبَّرَةٍ لَا یُعْطِیهِمْ إِلَّا السَّیْفَ وَ لَا یُحْلِسُهُمْ إِلَّا الْخَوْفَ .

سپس خداوند آن فتنه ها را از شما دور گرداند مانند جدا کردن پوست از گوشت بوسیله کسیکه (بنی العباس) به ایشان ذلت و خواری می رساند و به جبر آنها را (به اطراف) سوق داده و از جام پر (از بلاء و مصیبت) آب می دهد، به جز زخم شمشیر چیزی به آنها نبخشد و به جز خوف و ترس چیزی نپوشاند.

فَعِنْدَ ذَلِک تَوَدُّ قُرَیْشٌ بِالدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا لَوْ یَرَوْنَنِی مَقَاماً وَاحِداً وَ لَوْ قَدْرَ جَزْرِ جَزُورٍ لِأَقْبَلَ مِنْهُمْ مَا أَطْلُبُ الْیَوْمَ بَعْضَهُ فَلَا یُعْطُونِیهِ.

پس در آن هنگام (که دولت بنی امیه منقرض گشت همه آنان ضعیف و ناتوان و خوار شدند) قریش آرزو دارند که دنیا و آنچه در آن است از دست داده به جای آن یکبار مرا ببینند هر چند بقدر کشتن شتری (ساعتی) باشد تا از ایشان بپذیرم تمام آنچه را که امروز بعضی از آن را خواستارم و به من نمیدهند (اگر قریش یعنی بنی امیه بعد از همه سختیها و هرج و مرج در زندگی و ذلت و بیچارگی که از بنی العباس دیدند آن حضرت را می یافتند در پای او افتاده زاری می نمودند تا خلافت و حکومت ایشان را قبول فرموده زنگ ظلم و ستم و فتنه و فساد را از جهان بزداید، و شاهد بر این گفتار آن است که تاریخ نویسان نقل کرده اند و مشهور است: مروان ابن محمد آخرین پادشاه بنی امیه هنگامیکه در لشگر خراسان عبدالله ابن محمد ابن علی ابن عبدالله این عباس را که پیشوای لشگر بود دید، گفت: ای کاش به جای این جوان علی ابن ابیطالب در زیر این بیرق پیشوای لشگر بود).