الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ فَلَا شَیْ‏ءَ قَبْلَهُ وَ الْآخِرِ فَلَا شَیْ‏ءَ بَعْدَهُ .

سپاس خداوندی را سزا است که اول (و مبدا همه اشیاء) است، پس چیزی پیش از او نبوده، و آخر (و مرجع همه مخلوقات) است، پس چیزی بعد از او نمیباشد.

وَ الظَّاهِرِ فَلَا شَیْ‏ءَ فَوْقَهُ وَ الْبَاطِنِ فَلَا شَیْ‏ءَ دُونَهُ.

و (به سبب آیات و نشانه ها) ظاهر و هویدا است، پس چیزی آشکارتر از او نیست و (کنه ذات او) مخفی و پنهان است، پس چیزی ناپیداتر از او نیست (و به عبارت دیگر:) ظاهر و توانا است، پس چیزی فوق او نیست (همه اشیا مقهور قدرت و توانایی او هستند) و باطن و دانا به جزئیات اشیا است، پس چیزی از او (به اشیاء) نزدیکتر نیست.

و منها فی ذکر الرسول (صلى الله علیه وآله).

قسمتی از این خطبه در وصف رسول خدا صلی الله علیه و آله میباشد.

مُسْتَقَرُّهُ خَیْرُ مُسْتَقَرٍّ وَ مَنْبِتُهُ أَشْرَفُ مَنْبِتٍ فِی مَعَادِنِ الْکرَامَةِ وَ مَمَاهِدِ السَّلَامَةِ .

قرارگاه او (مکه معظمه که در آنجا به رسالت مبعوث گردید) بهترین قرارگاه، و جای نمو او (مدینه طیبه که در آنجا احکام الهی را منتشر نمود) شریفترین جا است (و آن بزرگوار) در کانهای کرامت و بزرگواری (اصلاب شامخه و ارحام مطهره) و آرامگاههای سلامت (که از هر عیب و نقص ظاهری و باطنی منزه و مبری بوده روئیده شده است) .

قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الْأَبْرَارِ وَ ثُنِیَتْ إِلَیْهِ أَزِمَّةُ الْأَبْصَارِ .

دلهای نیکوکاران شیفته او گشت، و زمام چشمها(ی خردمندان) بسوی او خیره شد (تا ببینند در ضلالت و گمراهی جهل و نادانی که سرتاسر جهان را فرا گرفته چه می کند، دیدند) .

دَفَنَ اللَّهُ بِهِ الضَّغَائِنَ وَ أَطْفَأَ بِهِ الثَّوَائِرَ أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ وَ أَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ.

خداوند بوسیله آن حضرت کینه های دیرینه را نابود ساخت (از میان مردم برداشت) و آتش دشمنیها را خاموش نمود، و میان برادران ایمانی را (مانند امیرالمومنین و سلمان) الفت و دوستی انداخت، و میان خویشان (مانند حمزه و ابی لهب به سبب اسلام و کفر) جدایی افکند، و به واسطه ظهور و پیدایش آن بزرگوار ذلت و بیچارگی مومنین را به عزت و سروری و برتری و بزرگی و کفار را به نکبت و بدبختی مبدل نمود.

کلَامُهُ بَیَانٌ وَ صَمْتُهُ لِسَانٌ.

سخن او بیان و خاموشیش زبان بود (چون سخنی می فرمود احکام الهی را بیان میکرد، و چون گفتار و کرداری دیده خاموش می ماند دلیل بر صحت و درستی و مباح بودن آن بود).