أَ تَزْعُمُ أَنَّک تَهْدِی إِلَى السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ وَ تُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ .
آیا گمان داری که تو ساعتی را نشان می دهی که هر که در آن سفر کند بلا و بدی از او دور گردد؟ و بر حذر می داری از ساعتی که هر که در آن روانه شود زیان و سختی او را فرا گیرد.
فَمَنْ صَدَّقَک بِهَذَا فَقَدْ کذَّبَ الْقُرْآنَ وَ اسْتَغْنَى عَنِ الِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ فِی نَیْلِ الْمَحْبُوبِ وَ دَفْعِ الْمَکرُوهِ .
کسیکه این سخنان تو را باور نماید قرآن را دروغ پنداشته (در قرآن کریم س 27 ی 65 می فرماید: قل لایعلم من فی السموات و الارض الغیب الا الله یعنی بگو هر که در آسمانها و زمین است ناآمده و پوشیده را نمی داند مگر خدا) و برای بدست آوردن آنچه دوست دارد و دوری از ناپسندیها از طلب یاری از خدا بی نیاز گردیده.
وَ تَبْتَغِی فِی قَوْلِک لِلْعَامِلِ بِأَمْرِک أَنْ یُولِیَک الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ لِأَنَّک بِزَعْمِک أَنْتَ هَدَیْتَهُ إِلَى السَّاعَةِ الَّتِی نَالَ فِیهَا النَّفْعَ وَ أَمِنَ الضُّرَّ.
و سزای گفتار تو آن است که هر که به فرمانت رفتار نماید باید تو را حمد و سپاس گزارد نه پروردگارش را، زیرا تو گمان داری که توئی آنکه او را به ساعتی راهنمائی کرده ای که در آن سود بدست آورده از زیان ایمن گشته است.
ثم أقبل (علیه السلام) على الناس فقال: أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا یُهْتَدَى بِهِ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَى الْکهَانَةِ .
بعد از آن حضرت به مردم رو نموده فرمود:ای مردم از آموختن نجوم بپرهیزید (و آنرا یاد نگیرید) مگر به قدری که در بیابان یا در دریا (برای دانستن راهها در سفر و شناختن اوقات عبادت و بندگی و تعیین قبله و مسیر کشتی و مانند آنها) به آن راه یافته شود (حاجت داشته باشید، در قرآن کریم س 6 ی 97 می فرماید: و هو الذی جعل لکم النجوم لتهتدوا بها فی ظلمات البر و البحر، قد فصلنا الایات لقوم یعلمون یعنی او است خداوندی که ستاره ها را برای شما قرار داد تا در تاریکیهای بیابان و دریا به آنها راه بیابید،و ما برای مردم دانا نشانه های قدرت خود را بیان کردیم) زیرا نتیجه آموختن نجوم کهانت و غیب گوئی گردد.
وَ الْمُنَجِّمُ کالْکاهِنِ وَ الْکاهِنُ کالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کالْکافِرِ وَ الْکافِرُ فِی النَّارِ .
و (کهانت صنعتی است که دارای آن به کمک دیو و جن از غیب و پوشیده خبر می دهد و در میان مردم فتنه و فساد کند، و کار منجم از جهت غیب گوئی و ربط دادن کواکب و ستارگان را در سود و زیان و سعد و نحس اوقات و نومید کردن مردم را از خدا و امیدوار نمودن به گفتار و کردار خود و اعتقاد به درستی آن مانند عمل و اعتقاد شخص کاهن است پس از جهت گمراهی خویش و گمراه کردن دیگران) منجم مانند کاهن است و کاهن مانند ساحر (سحر سخنی است که ساحر می گوید، یا طلسمی است که می نویسد و به سبب آن بدیگری زیان وارد می سازد، مانند آنکه میان زن و شوهر و دوستان را جدائی انداخته آنها را با یکدیگر دشمن می نماید( و ساحر مانند کافر است، و )سزای( کافر )معذب بودن( در آتش است )پس بگفتار و کردار منجم اعتماد ننمائید.
سِیرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ.
( سفر کنید بکمک و همراهی از اسم خدا )که البته حق تعالی زیان سفر را از مسافر دور خواهد کرد. حضرت در همان ساعت بجنگ خوارج رفت و فتح و فیروزی نصیب او گردید، و این کلام بزرگترین دلیل است بر بطلان نادرستی قول منجمین).

