وَ أَخَذُوا یَمِیناً وَ شِمَالًا ظَعْناً فِی مَسَالِک الْغَیِّ وَ تَرْکاً لِمَذَاهِبِ الرُّشْدِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوا مَا هُوَ کائِنٌ مُرْصَدٌ وَ لَا تَسْتَبْطِئُوا مَا یَجِیءُ بِهِ الْغَدُ فَکمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِمَا إِنْ أَدْرَکهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمْ یُدْرِکهُ وَ مَا أَقْرَبَ الْیَوْمَ مِنْ تَبَاشِیرِ غَدٍ .
و (دنیا پرستان) گرفتند راههاى گمراهى را از راست و چپ و از راه هاى مستقیم هدایت و رستگارى چشم پوشیدند (در شاهراه قدم ننهاده بر اثر آن فتنه و فساد تولید گشته و بر نیکان ظلم و ستم روا داشته و خونهاى بنا حقّ خواهند ریخت) پس (شنوندگان از این سخنان به شگفت آمده زمان پیدایش این پیش آمدها را از آن حضرت پرستش نمودند، فرمود:) شتاب نداشته باشید، تباهکاریهایى که واقع خواهد شد و انتظار پیدایش آنها مى رود و آنچه را که فردا مى آید (بعد از این آشکار می شود) دیر مشمارید که بسا شتاب کننده بچیزى چون آنرا دریابد آرزو کند که کاش بآن نرسیده بود (اگر فتنه هاى زمان بعد مى دیدید آرزو مى کردید که کاش در دنیا نبودید، چنانکه ستمدیدگان آن ایّام چنین آرزو خواهند کرد) و چه بسیار نزدیک است امروز آثار فردا (رسیدن آن وقائع و نشانه اى آن تباهکاریها از کردار مردم این زمان هویدا است).
یَا قَوْمِ هَذَا إِبَّانُ وُرُودِ کلِّ مَوْعُودٍ وَ دُنُوٍّ مِنْ طَلْعَةِ مَا لَا تَعْرِفُونَ .
اى گروه مردم این وقت، زمان آمدن هر موعودى است، و گاه نزدیک شدن دیدار فتنه هایى که از آن آگاه نیستید (اکنون که در اوّل اسلام دیگران حقّ مرا غصب کرده و هر نالائقى ادّعاى مقام خلافت مى نماید، فتنه و فساد در سراسر عالم شروع شده، هر چه پیش برود در خواهید یافت آنچه را که بشما خبر مى دهم).
أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَکهَا مِنَّا یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاجٍ مُنِیرٍ وَ یَحْذُو فِیهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِینَ لِیَحُلَّ فِیهَا رِبْقاً وَ یُعْتِقَ فِیهَا رِقّاً وَ یَصْدَعَ شَعْباً وَ یَشْعَبَ صَدْعاً فِی سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لَا یُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ .
آگاه باشید کسیکه از ما (صاحب الزّمان عجّل اللّه تعالى فرجه) آن فتنه ها را دریابد، در تاریکى آن فسادها با چراغى روشن (با نور امامت و ولایت) سیر میکند و بر رویّه نیکان رفتار مى نماید، تا در آن گرفتاریها بندى را بگشاید (گرفتار در ضلالت و گمراهى را نجات و رهائى دهد) و اسیرى را (از قید جهل و نادانى) آزاد کند، و جمعیّت (گمراهى) را پراکنده سازد و پراکندگى (حقّ) را گرد آورد، در پنهانى از مردم که اثر و نشانه او را جوینده نمى بیند هر چند در پى او نظر افکند (هیچکس او را نخواهد دید اگر چه سعى و کوشش بسیار بکار برد مگر کسیکه لیاقت ملاقات داشته و حکمت الهیّه بر آن قرار گیرد).
ثُمَّ لَیُشْحَذَنَّ فِیهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَیْنِ النَّصْلَ تُجْلَى بِالتَّنْزِیلِ أَبْصَارُهُمْ وَ یُرْمَى بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهِمْ وَ یُغْبَقُونَ کأْسَ الْحِکمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ.
پس گروهى در آن فتنهها صیقلى می شوند (هدایت و رستگارى یافته براى پیروى از آن بزرگوار آماده هستند) مانند صیقل دادن آهنگر شمشیر را (بطوریکه) دیده هاى آنها بنور قرآن جلاء داده و تفسیر در گوش هایشان جا گرفته شود (در آیات قرآن تأمّل و تدبّر کنند، و تفسیر را از اهلش مى آموزند) و در شب جامم حکمت را بآنها بنوشانند بعد از اینکه در بامداد هم آشامیده باشند (اسباب سعادت و نیکبختى و علم و عمل براى آنان در آشکار و نهان آماده گردد. أللّهمّ اجعلنى من أنصاره و أعوانه و أتباعه و شیعته، و أرنى فى آل محمّد علیهم السّلام ما یأملون، و فى عدوّهم مّا یحذرون، إله الحقّ امین یا ذا الجلال و الإکرام، یا أرحم الرّاحمین).
منها.
قسمتی از این خطبه است (در باره مردم زمان جاهلیّت و اصحاب پیغمبر اکرم):(پیش از پیدایش دین مقدّس اسلام ضلالت و گمراهى سراسر جهان را فرا گرفته بود و مردم به تباهکارىهاى بسیار مى پرداختند).
وَ طَالَ الْأَمَدُ بِهِمْ لِیَسْتَکمِلُوا الْخِزْیَ وَ یَسْتَوْجِبُوا الْغِیَرَ حَتَّى إِذَا اخْلَوْلَقَ الْأَجَلُ وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ .
و زمان (معصیت و نافرمانى) ایشان بطول انجامید تا عذاب و کیفر را (براى خود) کامل گردانند (چنانکه در قرآن کریم س (3) ى (178) مى فرماید: وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً، وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ یعنى کسانیکه کافر شدند گمان نکنند که مهلت ما براى آنان بهتر است، بلکه آنان را مهلت مى دهیم تا هر چه مى توانند معصیت و نافرمانى نمایند، و براى ایشان است عذاب رسوا کننده) و مستوجب پیش آمدهاى سخت روزگار گردند، تا اینکه نزدیک شد زمان آنها بسر رسد،و گروهى (از رؤساء و زمامدارانشان) به تباهکاریها دل بسته و از آن راحتى یافتند، و دستها را با شمشیر بلند کردند تا آتش جنگ را بیفروزند (و مانند شتر ماده که براى آبستن شدن دم بلند میکند از هیچ کار زشتى پروا نداشتند، و گمان مى کردند دنیا بهمین هرج و مرج باقى و برقرار خواهد ماند که ناگاه پیغمبر اکرم مبعوث به رسالت گشته براى کندن ریشه فساد در عالم از هیچ گونه فداء کارى دریغ ننمود، و اصحاب و پیروان خویش را براى تبلیغ و ترویج از دین مقدّس اسلام طورى تربیت فرمود که).
لَمْ یَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ وَ لَمْ یَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِی الْحَقِّ حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ .
شکیبائى (در سختیها و جنگیدن با دشمنان) را بر خدا منّت ننهادند، و جانبازیشان را در راه حقّ بزرگ نشمردند (عظمت و بزرگى دین خدا را در نظر گرفته و براى پیشرفت آن خود را ناچیز دانسته از هر گونه فداء کارى خوددارى ننمودند) تا زمانى که قضاء و قدر الهىّ بسر رسیدن زمان بلاء و سختى را ایجاب نمود (مسلمانان توانا شده و دینشان شهره آفاق گردید).
حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْیَافِهِمْ وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِمْ .
شمشیر زدنشان (در جنگها) از روى بینائى بود (و براى ایمان بخدا و رسول نه از راه نادانى و شهوت) و بر اثر امر راهنما و پند دهنده شان (پیغمبر اکرم) به پروردگارشان نزدیک گشتند (اوامر و نواهى آن حضرت را پیروى نموده رضاء و خوشنودى خدا را بدست آوردند و بهمین منوال روزگار گذراندند).
حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ (صلى الله علیه وآله) رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّکلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ .
تا زمانیکه خداوند رسول خود صلّى اللّه علیه و آله را قبض روح فرمود، گروهى به قهقرا برگشتند (به اوامر و نواهى حضرت رسول پشت کرده دوباره براه ضلالت و گمراهى قدم نهادند) و راهها (ى گمراهى) آنان را هلاک ساخت (در دنیا به تباهکارى و در آخرت بعذاب همیشگى گرفتار شدند) و بر آراء و اندیشههاى نادرست خود اعتقاد نمودند (احکام را از پیش خود نادرست بیان کرده و مردم را به پیروى از آن وادار مى نمودند).
وَ وَصَلُوا غَیْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِی أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ کلِّ خَطِیئَةٍ وَ أَبْوَابُ کلِّ ضَارِبٍ فِی غَمْرَةٍ.
و از غیر رحم و خویش (رسول اکرم) متابعت نمودند (براى شهوت رانى و دنیا پرستى امام علیه السّلام را خانه نشین کرده دیگران را که لایق خلافت نبوده روى کار آوردند) و از سبب (وسیله هدایت و رستگارى یعنى اهل بیت حضرت رسول) که مأمور به دوستى آن بودند، دورى کردند (در قرآن کریم س (42) ى (23) مى فرماید: ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا یعنى بگو من بر تبلیغ رسالت از کسى مزد نمى خواهم مگر دوست داشتن خویشان را. ابن عبّاس فرموده که بعد از نزول این آیه اصحاب گفتند: یا رسول اللّه خویشان شما که آنها را دوست باید داشت کیستند فرمود: علىّ و فاطمه و دو پسر ایشان حسن و حسین. ابن ابى الحدید در شرح خود بر نهج البلاغه در اینجا مى گوید: این جمله و هجروا السّبب الّذى أمروا بمودّته اشاره است به فرمایش پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله: خلّفت فِیکم الثّقلین: کتاب اللّه و عترتى أهل بیتى حبلان مّمدودان من السّمآء إلى الأرض، لا یفترقان حتّى یردا علىّ الحوض یعنى دو چیز گرانبها میان شما باقى گذاشتم یکى کتاب خدا و دیگرى خویشان و اهل بیتم که دو ریسمان کشیده شده اند از آسمان بزمین یعنى این دو چیز اهل عالم را هادى و راهنما هستند که از هم جدا نمى شوند تا اینکه بر سر حوض در بهشت بر من وارد شوند. پس چون پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله در اینجا کتاب خدا و اهل بیتش را حبلان یعنى دو ریسمان فرموده، امیر المؤمنین هم از اهل بیت بلفظ سبب تعبیر نموده و سبب در لغت بمعنى ریسمان است) و ساختمان (دین و ایمان) را از بنیاد استوارش انتقال داده آنرا در جائیکه سزاوار نبود ساختند (امام را که پیغمبر اکرم از جانب خداوند متعال بخلافت تعیین فرموده عقب زده و اشخاص نالائقى را روى کار آوردند) ایشان کانهاى هر معصیت و گناه و درهاى هر وارد شده بسختى و نادانى هستند (پس هر که باطل و نادرستى اراده کند از آنها پیروى مى نماید، زیرا ایشان درهاى ضلالت و گمراهى و منشأ فتنه و فساد و اختلال امور دین و دنیا بودند).
قَدْ مَارُوا فِی الْحَیْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِی السَّکرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْیَا رَاکنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّینِ مُبَایِنٍ.
در حیرت و سرگردانى (چون موج دریا) رفت و آمد داشتند (زیرا از حقّ دست کشیده پیرو پیشواى دین نبودند) و در بیهوشى (جهل و نادانى) به روش پیروان فرعون (از عذاب و کیفر کردار خود) غافل بودند (چنانکه فرعونیان به بنى اسرائیل ظلم و ستم روا داشته با حضرت موسى که آنها را بسوى خدا دعوت مى فرمود دشمنى کردند، و در دنیا و آخرت بعذاب الهىّ مبتلى گشتند، ایشان هم از پیشوایان هدایت و رستگارى پیروى نکرده و سختى کیفر را از یاد بردند) بعضى از آخرت چشم پوشیده بدنیا متوجّه شدند (مانند خلفاء) و برخى از دین دست کشیده (و از هدایت و رستگارى) جدا گشتند (مانند بنى امیّه).

