أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یَقْصِمْ جَبَّارِی دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ یَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَرٌ .
پس از ادای حمد و سپاس خدای تعالی و درود بر خاتم انبیاء (بدانید رسم دنیا بر این بوده که) خداوند سبحان گردنکشان روزگار را هرگز نابود ننموده مگر پس از مهلت دادن و خوشگذرانی، و شکستگی استخوان هیچ یک از امتها(ی پیغمبران) را اصلاح نکرده مگر پس از تنگی و رنج (در زندگی، پس شما هم به ستمگری ستمکاران شکیبا بوده منتظر روزی باشید که خدا دست ظلم و تعدی آنها را کوتاه نماید) و سختیهائی که به آن روا آوردید (شما را دریافت) و کارهای بزرگ و گرفتاریهائی که از آن پشت گردانیدید (رهائی یافتید) عبرت است (تا شما را آگاه گرداند که خداوند هیچ قومی را در سختی نگذارد و عاقبت، ستمکاران را از پای درآورد و هر مصیبت و بلائی راز والی است) .
وَ مَا کلُّ ذِی قَلْبٍ بِلَبِیبٍ وَ لَا کلُّ ذِی سَمْعٍ بِسَمِیعٍ وَ لَا کلُّ نَاظِرٍ بِبَصِیرٍ .
و (لیکن) هر دلداری خردمند نیست (تا حقایق را بفهمد) و هر گوشداری شنوا نیست (تا حق را بشنود) و هر چشمداری بینا نیست (تا از دیدن پیشامدهای روزگار عبرت گیرد، و معلوم است برای درک حقایق دلهای هشیار و گوشهای شنوا و چشمهای بینا لازم است، نه این دلها و گوشها و چشمها که حیوانات هم آن را دارند.
فَیَا عَجَباً وَ مَا لِیَ لَا أَعْجَبُ مِنْ خَطَإِ هَذِهِ الْفِرَقِ عَلَى اخْتِلَافِ حُجَجِهَا فِی دِینِهَا لَا یَقْتَصُّونَ أَثَرَ نَبِیٍّ وَ لَا یَقْتَدُونَ بِعَمَلِ وَصِیٍّ وَ لَا یُؤْمِنُونَ بِغَیْبٍ وَ لَا یَعِفُّونَ عَنْ عَیْبٍ .
( پس شگفتا و چگونه به شگفت نیایم از خطاء و اشتباهکاری این فرقه های گوناگون که دلیلهای ایشان در دینشان با یکدیگر اختلاف دارد )و در هر امری اعتماد بر دلیلهای خود دارند و( از سنت پیغمبری پیروی نکرده به کردار وصیی اقتداء نمینمایند )اگر پیروی می کردند اختلاف در دینشان نبوده از عذاب الهی میرهیدند( و ایمان بغیب )خدا و روز رستخیز( نمی آورند و از زشتی )حرام و شبهه( خودداری نمینمایند )پس اگر به نادیده گرویده و از زشتی خودداری می کردند بدلیلهای نادرست خود که موجب اختلاف در دینشان شد اعتماد نداشتند.
یَعْمَلُونَ فِی الشُّبُهَاتِ وَ یَسِیرُونَ فِی الشَّهَوَاتِ الْمَعْرُوفُ فِیهِمْ مَا عَرَفُوا وَ الْمُنْکرُ عِنْدَهُمْ مَا أَنْکرُوا .
( در شبهات )آنچه بر ایشان مشتبه است، طبق رای نادرست خود( رفتار نموده از خواهشهای نفس پیروی می کنند، معروف و پسندیده نزد ایشان چیزی است که خودشان نیکو شناخته اند و منکر و ناشایسته پیش آنها چیزیست که خودشان بد دانسته اند.
مَفْزَعُهُمْ فِی الْمُعْضِلَاتِ إِلَى أَنْفُسِهِمْ وَ تَعْوِیلُهُمْ فِی الْمُهِمَّاتِ عَلَى آرَائِهِمْ کأَنَّ کلَّ امْرِئٍ مِنْهُمْ إِمَامُ نَفْسِهِ قَدْ أَخَذَ مِنْهَا فِیمَا یَرَى بِعُرًى ثِقَاتٍ وَ أَسْبَابٍ مُحْکمَاتٍ.
در مشکلات پناهگاهشان خودشان هستند )در حل احکام مشکله به خود مراجعه نموده و به نظر خویشتن رفتار می نمایند اگر چه مخالف گفته خدا و رسول باشد( و در امور پوشیده )معارف الهیه( اعتمادشان بر رایهای )نادرست( خودشان است )اگر چه بر خلاف عقل و دین باشد( گویا هر مردی از ایشان ) در امر دین( در آنچه می بیند )حکم هر مسئله که بیان می کند( پیشوای خود است که بندهای استوار و دلائل محکمه از خویش گرفته است )و به آنها استدلال می نماید و اعتقادش اینست که هر حکمی که برای نادرست خود اجتهاد کرده مانند حکم الهی است).

