وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیک لَهُ الْأَوَّلُ لَا شَیْ‏ءَ قَبْلَهُ وَ الْآخِرُ لَا غَایَةَ لَهُ .

گواهی می دهم معبودی به سزا نیست جز خدا، یگانه ایست که شریک ندارد، اول است که پیش از او چیزی نبوده (ازلی و مبدا هر موجودی است) و آخر است که برای او حد و انتهائی نیست (ابدی و منتهی الیه همه موجودات است).

لَا تَقَعُ الْأَوْهَامُ لَهُ عَلَى صِفَةٍ وَ لَا تُعْقَدُ الْقُلُوبُ مِنْهُ عَلَى کیْفِیَّةٍ وَ لَا تَنَالُهُ التَّجْزِئَةُ وَ التَّبْعِیضُ وَ لَا تُحِیطُ بِهِ الْأَبْصَارُ وَ الْقُلُوبُ.

وهمها به هیچ یک از صفات او نمی رسند (درک نمی کنند، زیرا او را صفت زائده بر ذات نیست تا وهم آن را دریافته وصف نماید) و دلها (عقلها) او را به کیفیت و چگونگی تصدیق نمینمایند (زیرا او را کیفیتی نیست تا عقل آن را بیان کند) و تجزئه و تبعیض برای او روا نیست (زیرا جزء و ترکیب شایسته ممکن است) و چشمها و دلها به او احاطه ندارد (زیرا محدود بحدی نیست تا چشم او را ببیند و عقل حقیقتش را درک نماید. حضرت در این چند جمله کوتاه جمیع مسائل توحید را بیان فرموده و منتهی درجه فصاحت و بلاغت را بکار برده و این یکی از فضائل بزرگ آن بزرگوار است که دیگران را از آن بهره ای نیست).

و منها.

قسمتی از این خطبه (در پند و اندرز به مردم) است.

فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللَّهِ بِالْعِبَرِ النَّوَافِعِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْآیِ السَّوَاطِعِ وَ ازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ وَ انْتَفِعُوا بِالذِّکرِ وَ الْمَوَاعِظِ .

بندگان خدا از موعظه های سودمند پند پذیرید، و از علامتهای درخشنده و آشکار (آیات قرآن که خیر و شر و پیش آمدهائی که بر اثر معصیت و نافرمانی بر امم سابقه وارد شده بیان کرده) عبرت گیرید، و از هرگونه انذار (عذابهای الهی) که (در قرآن و سنت) وارد شده (از گناه) دوری کنید، و از یادآوری و پندها(ی پنددهندگان) بهره مند گردید.

فَکأَنْ قَدْ عَلِقَتْکمْ مَخَالِبُ الْمَنِیَّةِ وَ انْقَطَعَتْ مِنْکمْ عَلَائِقُ الْأُمْنِیَّةِ وَ دَهِمَتْکمْ مُفْظِعَاتُ الْأُمُورِ وَ السِّیَاقَةُ إِلَى الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ .

گویا چنگالهای مرگ (مانند چنگال درندگان) به شما درآویخته است (اجل به شما نزدیکست) و علاقه و دلبستگی به آرزو از شما جدا گردیده، و کارهای سخت رسوا کننده (جان دادن و با دست تهی از این عالم بیرون شدن در قبر که جایگاه وحشت و ترس است سکنی نمودن و مانند اینها) و سوق دادن بجائی (قیامت) که وارد شدنی است (همه خلائق به آنجا وارد خواهند گشت) شما را فرا گرفته است.

فَکلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ سَائِقٌ یَسُوقُهَا إِلَى مَحْشَرِهَا وَ شَاهِدٌ یَشْهَدُ عَلَیْهَا بِعَمَلِهَا.

و (در این راه) با هر کسی یک راننده و یک گواهی دهنده ای است: راننده ای (مرگ) که او را به محشر می راند، و گواهی دهنده ای (اعضاء و جوارح) که به کردار (نیک و بد) او گواهی می دهد.

و منها فی صفة الجنة.

قسمتی از این خطبه در وصف بهشت است.

دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلَاتٌ وَ مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ .

بهشت دارای درجه و پایه هائی است که بر یکدیگر برتری دارد، و دارای منزلهائی است که از هم امتیاز دارد (به جهت آنکه مراتب معرفت و کمال اهل ایمان از یکدیگر تفاوت دارد، پس هر کس بر حسب کردار و اخلاص خود در دنیا درجه و منزلی را در آنجا دریابد، چنانکه در قرآن کریم س 6 ی 132 می فرماید: و لکل درجات مما عملوا و ما ربک بغافل عما یعملون یعنی برای هر یک از مردم به ازاء کردارشان پایه هایی است و پروردگار تو از آنچه که بجا می آورند بیخبر نیست).

لَا یَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا وَ لَا یَظْعَنُ مُقِیمُهَا وَ لَا یَهْرَمُ خَالِدُهَا وَ لَا یَبْأَسُ سَاکنُهَا.

آسایش و خوشی در آن زائل نمیگردد (چنانکه در قرآن کریم س 13 ی 35 می فرماید: مثل الجنه التی وعد المتقون تجری من تحتها الانهار اکلها دائم و ظلها، تلک عقبی الذین اتقوا، و عقبی الکافرین النار یعنی صفت و چگونگی بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده آن است که زیر آن جویها جاری است، میوه آن همیشه باقی و برقرار و سایه آن همیشه گسترده است، آنجا منتهی جایگاه پرهیزکاران است و عاقبت کفار آتش دوزخ باشد) مقیم در آن کوچ نمیکند و از آنجا بیرون نخواهد شد (چنانکه در قرآن کریم س 57 ی 12 میفرماید: یوم تری المومنین و المومنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم بشریکم الیوم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها، ذلک هو الفوز العظیم یعنی روزی را می بینی که نور ایمان مردان و زنان که ایمان آورده اند در پیش رو و جانب راست آنها میدرخشد این برای آن است که نامه اعمال آنان را از پیش و سمت راستشان می دهند بخلاف کفار و منافقین که نامه اعمالشان از پشت سر و طرف چپشان داده می شود و فرشتگان به آنها می گویند مژده باد شما را امروز که در بوستانهایی که در زیر آنها نهرها جاری است وارد می شوید و در آنها جاوید هستید و این برای آنان رستگاری بزرگی است( و جاوید در آن پیر نمیشود، و ساکن در آن فقیر نمیگردد )زیرا پیری و فقر مستلزم رنج و ناتوانی است و این دو در بهشت نیست، چنانکه در قرآن کریم س 35 ی 34 می فرماید: و قالوا الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور ی 35 الذی احلنا دار المقامه من فضله لایمسنا فیها نصب و لایمسنا فیها لغوب یعنی کسانیکه داخل بهشت می شوند می گویند سپاس خدایی را سزا است که حزن و اندوه را از ما دور گردانید، پروردگار ما، آمرزنده گناهکاران و جزادهنده سپاسگزاران است، خداوندی که از فضل و بخشش خود، ما را به جایگاه همیشگی جای داد که در آنجا رنج و ناتوانی به ما رو نمی آورد).