أَیُّهَا الغافلون غَیْرُ الْمَغْفُولِ عَنْهُمْ وَ التَّارِکونَ الْمَأْخُوذُ مِنْهُمْ مَا لِی أَرَاکمْ عَنِ اللَّهِ ذَاهِبِینَ وَ إِلَى غَیْرِهِ رَاغِبِینَ .

آهاى کسانیکه (از قیامت و حساب و باز پرسى) غافل بوده و از ایشان غافل نیستند (چون گفتار و کردار در صحیفه اعمال بدون کم و زیاد ضبط میشود، پس از خواب غفلت بیدار شده عمر خود را بیهوده بسر نرسانید) و اى کسانی که (بر اثر فریب دنیا اوامر و نواهى خداوند سبحان را) رها کرده و (بزودى دارائى و زینت و آرایش دنیا و آنچه بآن دل بسته ‏اند) از ایشان خواهند گرفت، چگونه است که شما را مى ‏بینم از خدا دورى گزیده و رو بغیر او آورده دوستى نموده‏اید.

کأَنَّکمْ نَعَمٌ أَرَاحَ بِهَا سَائِمٌ إِلَى مَرْعًى وَبِیٍّ وَ مَشْرَبٍ دَوِیٍّ وَ إِنَّمَا هِیَ کالْمَعْلُوفَةِ لِلْمُدَى لَا تَعْرِفُ مَا ذَا یُرَادُ بِهَا إِذَا أُحْسِنَ إِلَیْهَا تَحْسَبُ یَوْمَهَا دَهْرَهَا وَ شِبَعَهَا أَمْرَهَا .

شما مانند چهار پایانید که چوپان آنها را برده است بطرف چراگاه و با آمیز و آبشخور درد انگیز (نمى ‏دانند آنها را به کجا مى ‏برند) که چون گوسفندى مانند که آنها را بجهت آماده کردن براى کاردها (سر بریدن) علف مى ‏دهند، نمى ‏داند چه خیالى برایش دارند که با آن نیکوئى کرده پرورشش مى ‏دهند، روزش را روزگار و کارش را سیر شدن مى ‏پندارد (از پایان کار غافل بوده نظرى جز بروز حاضر و مقصودى جز خوردن ندارد، در صورتی که صاحبش را از فربه نمودن آن مقصود دیگرى است، و چوپان نفس امّاره شما را به چراگاه دنیاى پر از درد و گرفتارى برده و به زینت و آرایش نابود شدنى آن فریفته از عاقبت کار بى‏خبر، مى ‏پندارید همیشه در اینجا خواهید ماند).

وَ اللَّهِ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُخْبِرَ کلَّ رَجُلٍ مِنْکمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِیعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ وَ لَکنْ أَخَافُ أَنْ تَکفُرُوا فِیَّ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله).

سوگند بخدا اگر بخواهم خبر دهم هر مردى از شما را که از کجا آمده و به کجا مى ‏رود و جمیع احوال او را بیان کنم مى ‏توانم، ولى مى ‏ترسم در باره من به رسول خدا، صلّى اللَّه علیه و آله کافر شوید (مرا بر او برتر دانید با اینکه من آنچه از گذشته و آینده و حال خبر دهم از آن حضرت آموخته‏ام).

أَلَا وَ إِنِّی مُفْضِیهِ إِلَى الْخَاصَّةِ مِمَّنْ یُؤْمَنُ ذَلِک مِنْهُ وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى الْخَلْقِ مَا أَنْطِقُ إِلَّا صَادِقاً .

آگاه باشید من بخواصّ اصحاب خود که کفر و غلوّ در او راه نخواهد یافت این اخبار را خواهم رساند، و سوگند بخدا که پیغمبر اکرم را بحقّ و راستى فرستاده و او را بر خلائق برگزیده (این سخن را) نمى ‏گویم مگر براستى.

وَلقَدْ عَهِدَ إِلَیَّ بِذَلِک کلِّهِ وَ بِمَهْلِک مَنْ یَهْلِک وَ مَنْجَى مَنْ یَنْجُو وَ مَآلِ هَذَا الْأَمْرِ وَ مَا أَبْقَى شَیْئاً یَمُرُّ عَلَى رَأْسِی إِلَّا أَفْرَغَهُ فِی أُذُنَیَّ وَ أَفْضَى بِهِ إِلَیَّ .

و آن حضرت همه این اخبار و تباه شدن آنکه هلاک مى ‏گردد (بعذاب گرفتار می شود) و رهائى آنکه نجات مى ‏یابد (جایش بهشت خواهد بود) و عاقبت امر خلافت را بمن خبر داده است، و چیزى باقى نگذاشته که بر سرم بگذرد مگر آنکه آنرا در دو گوشم فرو برده و بمن رسانیده (خلاصه مرا به گذشته و حال و آینده خبر داده است).

أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّکمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاکمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَکمْ عَنْهَا.

اى مردم، سوگند بخدا شما را به طاعتى ترغیب نمى ‏کنم مگر آنکه بآن از شما پیشى مى ‏گیرم و شما را از معصیتى منع نمى ‏کنم مگر آنکه پیش از شما از آن باز مى ‏ایستم (زیرا امر بمعروف بعد از انجام آن و نهى از منکرپیش از مبادرت بآن تأثیر و سودش در دلها بیشتر و بهتر است از امر بمعروف و نهى از منکر نمودن کسیکه کردارش بر خلاف گفتار باشد، علاوه بر آنکه امام علیه السّلام چنین کسی را در خطبه صد و بیست و نهم لعن فرموده).