ابْتَعَثَهُ بِالنُّورِ الْمُضِیءِ وَ الْبُرْهَانِ الْجَلِیِّ وَ الْمِنْهَاجِ الْبَادِی وَ الْکتَابِ الْهَادِی.
خداوند حضرت مصطفى را برانگیخت با نور (نبوّت) روشن کننده (دلهاى جهانیان) و با حجّت و دلیل آشکار (معجزات) و راه هویدا (دین اسلام) و کتاب راهنما (قرآن کریم).
أُسْرَتُهُ خَیْرُ أُسْرَةٍ وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ شَجَرَةٍ أَغْصَانُهَا مُعْتَدِلَةٌ وَ ثِمَارُهَا مُتَهَدِّلَةٌ .
اهل بیت او بهترین اهل بیت، و شجره او (پدران آن حضرت) بهترین شجره است، و شاخههاى آن شجره مستقیم و راست است (اهل بیت آن بزرگوار از افراط و تفریط یعنى تجاوز و تقصیر در حقّ منزّه و مبرّى هستند) و میوههاى آن فرو ریخته (علوم و معارفشان در دسترس همگان است).
مَوْلِدُهُ بِمَکةَ وَ هِجْرَتُهُ بِطَیْبَةَ عَلَا بِهَا ذِکرُهُ وَ امْتَدَّ مِنْهَا صَوْتُهُ.
بدنیا آمدنش در مکّه و هجرتش به مدینه است، در آنجا نام او بلند شده آوازه دعوتش منتشر گردید (اهل آنجا که آنها را انصار نامیدند آن حضرت را در جنگیدن با کفّار و شکست دادن دشمنان یارى نمودند) .
أَرْسَلَهُ بِحُجَّةٍ کافِیَةٍ وَ مَوْعِظَةٍ شَافِیَةٍ وَ دَعْوَةٍ مُتَلَافِیَةٍ .
خداوند او را فرستادبا دلیل کافى (قرآن کریم که علاوه بر سائر معجزات آن بزرگوار براى اثبات نبوّت کافى است) و پند شافى (سنّت و احکام آن حضرت که بیماریهاى دلها را بهبودى مى بخشد) و با دعوت تدارک کننده (بسوى اسلام که آنچه از امر دین و دنیا در ایّام جاهلیّت از بین رفته بود برقرار نمود).
أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَیَّنَ بِهِ الْأَحْکامَ الْمَفْصُولَةَ .
بوسیله آن حضرت احکام شرعیّه که معلوم نبود آشکار و بدعتهاى نادرست (زمان جاهلیّت) نابود و احکامى که آنها را (در قرآن و سنّت) بیان نموده هویدا گردانید.
فَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دَیْناً تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ وَ تَعْظُمْ کبْوَتُهُ وَ یَکنْ مَآبُهُ إِلَى الْحُزْنِ الطَّوِیلِ وَ الْعَذَابِ الْوَبِیلِ .
پس کسیکه دینى غیر از اسلام بطلبد شقاوت و بد بختیش محقّق و بند (سعادت و نیکبختى) او گسیخته، و برو در افتادنش (به آتش) سخت است، و باز گشت او (در قیامت) به اندوه بسیار و عذاب دردناک مى باشد.
وَ أَتَوَکلُ عَلَى اللَّهِ تَوَکلَ الْإِنَابَةِ إِلَیْهِ وَ أَسْتَرْشِدُهُ السَّبِیلَ الْمُؤَدِّیَةَ إِلَى جَنَّتِهِ الْقَاصِدَةَ إِلَى مَحَلِّ رَغْبَتِهِ.
و (بنابر این) من توکّل بخدا مى نمایم همچون توکّل کسیکه چشم از همه پوشیده بسوى او گشوده است، و راهى (توفیق عمل به اسلام) را که (رونده را) ببهشت مى رساند، و رضاء و خوشنودیش را بدست مى آورد از او درخواست مى نمایم.
أُوصِیکمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ فَإِنَّهَا النَّجَاةُ غَداً وَ الْمَنْجَاةُ أَبَداً .
بندگان خدا شما را بترس از خدا و فرمانبردارى او سفارش می کنم، زیرا پیروى از فرمان او سبب رستگارى فردا (ى قیامت) و رهائى (از عذاب) همیشگى است (مردم را از کیفر رستخیز)
رَهَّبَ فَأَبْلَغَ وَ رَغَّبَ فَأَسْبَغَ وَ وَصَفَ لَکمُ الدُّنْیَا وَ انْقِطَاعَهَا وَ زَوَالَهَا وَ انْتِقَالَهَا .
ترسانید، پس (بوسیله پیغمبر احکام خود را) تبلیغ، و (آنان را براه سعادت و خوشبختى) ترغیب و (آنرا) تکمیل نمود (آنچه راجع به رسیدن به سعادت همیشگى است بیان فرمود) و براى شما دنیا و جدا گشتن و نابود گردیدن و تبدیل شدن آنرا وصف کرد.
فَأَعْرِضُوا عَمَّا یُعْجِبُکمْ فِیهَا لِقِلَّةِ مَا یَصْحَبُکمْ مِنْهَا أَقْرَبُ دَارٍ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ وَ أَبْعَدُهَا مِنْ رِضْوَانِ اللَّهِ .
پس از آنچه شما را در دنیا به شگفت مى آورد دورى کنید براى کمى آنچه از آن به همراه شما مىآید (از همه کالاهاى فراوان دنیا بهره شما جز کفنى بیش نیست که آن هم زیر خاک مى پوسد) دنیا (از جهت پیروى شهوات و خواهش هاى نفس) نزدیکترین سرائى است بخشم خدا، و (از جهت کم بودن پیروان حقّ و حقیقت) دورترین آن سرا است به خوشنودى خدا (که بهشت جاوید است).
فَغُضُّوا عَنْکمْ عِبَادَ اللَّهِ غُمُومَهَا وَ أَشْغَالَهَا لِمَا قَدْ أَیْقَنْتُمْ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالَاتِهَا فَاحْذَرُوهَا حَذَرَ الشَّفِیقِ النَّاصِحِ وَ الْمُجِدِّ الْکادِحِ .
پس اى بندگان خدا از گرفتاریها و کارهاى دنیا (که شما را از آخرت باز مى دارد) چشم بپوشید براى آنچه باور دارید جدائى و تغییر احوال آنرا (مى دانید زود از دنیا جدا مى شوید و سود رنجى که برده اید نصیب دیگران مىگردد) از (فریب خوردن و شیفته شدن) دنیا برحذر بوده بترسید مانند بر حذر بودن خیرخواه (علیه السّلام) که پند دهنده است و کوشش کننده و زحمت کش (براى رهائى مردم از سختی ها سعى و کوشش نموده و در راه هدایت و رستگاریشان همّت مى گمارد).
وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَکمْ قَدْ تَزَایَلَتْ أَوْصَالُهُمْ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِیمُهُمْ .
و بآنچه از تباه شدن مردم روزگارهاى پیش دیدید عبرت گیرید که بندهاى ایشان از هم جدا و چشمها و گوش هاشان زائل شده، و شرافت و بزرگوارى از کفشان رفته، و شادیها و خوشگذرانی ها از آنها جدا شده.
فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ الْأَوْلَادِ فَقْدَهَا وَ بِصُحْبَةِ الْأَزْوَاجِ مُفَارَقَتَهَا لَا یَتَفَاخَرُونَ وَ لَا یَتَنَاسَلُونَ وَ لَا یَتَزَاوَرُونَ وَ لَا یَتَحَاوَرُونَ .
پس بودنشان با فرزندان به دورى و همنشینى با زنها به جدائى بدل شده، بیکدیگر فخر و ناز نمىکنند، و فرزند نمى آورند، و به دیدن هم نمى روند، و همسایه و همنشین هم نیستند.
فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ حَذَرَ الْغَالِبِ لِنَفْسِهِ الْمَانِعِ لِشَهْوَتِهِ النَّاظِرِ بِعَقْلِهِ فَإِنَّ الْأَمْرَ وَاضِحٌ وَ الْعَلَمَ قَائِمٌ وَ الطَّرِیقَ جَدَدٌ وَ السَّبِیلَ قَصْدٌ.
بندگان خدا (از این گفتار) بترسید مانند برحذر بودن کسیکه بر نفس خود تسلّط داشته از خواهش نفس خویش جلو گرفته بیارى عقل و هوش اندیشه میکند (به سود و زیان خود پى مىبرد) زیرا امر (دین) آشکار و نشانه (رستگارى) نصب و راه (رهائى از عذاب) هموار، و راه (بدست آوردن خوشنودى خدا و رسول) نمایان و راست است.

