فَمَنِ اسْتَطَاعَ عِنْدَ ذَلِک أَنْ یَعْتَقِلَ نَفْسَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیَفْعَلْ فَإِنْ أَطَعْتُمُونِی فَإِنِّی حَامِلُکمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَلَى سَبِیلِ الْجَنَّةِ وَ إِنْ کانَ ذَا مَشَقَّةٍ شَدِیدَةٍ وَ مَذَاقَةٍ مَرِیرَةٍ .
هنگام آن فتنه و تباهکارى کسیکه توانائى اطاعت و فرمانبردارى خدا داشته باشد، بایستى بجا آورد، پس اگر مرا اطاعت و پیروى کنید، من به خواست خدا شما را براه بهشت (سیادت و سعادت جاودانى) خواهم برد اگر چه این راه بسیار سخت و تلخ مزه است (زیرا بیشتر مردم خواهان باطل و تباهکارى بوده پیروى خدا و رسول در نظرشان دشوار مى آید).
وَ أَمَّا فُلَانَةُ فَأَدْرَکهَا رَأْیُ النِّسَاءِ وَ ضِغْنٌ غَلَا فِی صَدْرِهَا کمِرْجَلِ الْقَیْنِ .
و (یاغى شدن) آن زن (عائشه بر من از جهت این است که او) را سستى اندیشه زنان دریافته، و کینه دشمنى در سینهاش به جوش آمده مانند (جوشیدن) دیک آهنگر (از جمله چیزهائى که سبب کینه و دشمنى عائشه نسبت به آن حضرت شد این بود که چون حضرت رسول مأمور شد به بستن درهایى که بمسجد باز بود، همه درها حتّى باب ابى بکر را بست، و باب امیر المؤمنین را باز گذاشت،و دیگر آنکه ابى بکر را با سوره برائة به مکّه فرستاد، پس از آن او را عزل نموده سوره را به امیر المؤمنین داده او را فرستاد، و دیگر آنکه فاطمه علیها السّلام داراى فرزندان گردید و عائشه هیچ فرزند نداشت، و حضرت رسول فرزندان فاطمه را فرزندان خود مى دانست، خلاصه این قبیل امور سبب حسد و دشمنى عائشه بود، لذا امام علیه السّلام مى فرماید).
وَ لَوْ دُعِیَتْ لِتَنَالَ مِنْ غَیْرِی مَا أَتَتْ إِلَیَّ لَمْ تَفْعَلْ وَ لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا الْأُولَى وَ الْحِسَابُ عَلَى اللَّهِ.
و اگر او را وادار مى کردند باینکه آنچه با من کرد با دیگرى انجام دهد بدان اقدام نمى نمود (زیرا یاغى شدن او به بهانه کشته شدن عثمان و جنگیدنش بر اثر دشمنى و کینه اى است که با من دارد) و بعد از این هم (با همه کارهاى زشت، یاغى شدن، و فتنه انگیختن، و خون مسلمانان ریختن، و مانند اینها) حرمت و بزرگى پیش از این (زمان رسول خدا) براى او باقى است (بجهت همسرى با پیغمبر اکرم و چون از جمله امّهات مؤمنین است ما کردار او را کیفر نمى دهیم) و (امّا در آخرت) حساب و باز پرسى با خداوند است (در قیامت خداوند براى او عذاب مقرّر فرموده، چنانکه در قرآن کریم س (33) ى (30) مى فرماید: یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیراً یعنى اى زنان پیغمبر هر که از شما کار ناشایسته آشکارى انجام دهد عذاب او افزون و دو برابر دیگران می شود، و این کار بر خدا آسان است)قسمتى از این سخنان است در باره ایمان.
منه.
(قسمتى از این سخنان است در باره ایمان).
سَبِیلٌ أَبْلَجُ الْمِنْهَاجِ أَنْوَرُ السِّرَاجِ فَبِالْإِیمَانِ یُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحَاتِ وَ بِالصَّالِحَاتِ یُسْتَدَلُّ عَلَى الْإِیمَانِ .
راه ایمان (گرویدن بخدا و رسول) روشنترین راه است (به رسیدن سیادت و سعادت همیشگى) و تابان تر از چراغ (که رونده در آن هرگز گم نمى شود) پس بسبب ایمان به کردارهاى شایسته راه برده میشود، و بسبب کردارهاى شایسته به ایمان راهنمائى مى گردد (اعمال صالحه نتیجه و ثمره ایمان است و صدور آنها از بنده مؤمن دلیل بر وجود ایمان است در قلب او).
وَ بِالْإِیمَانِ یُعْمَرُ الْعِلْمُ وَ بِالْعِلْمِ یُرْهَبُ الْمَوْتُ وَ بِالْمَوْتِ تُخْتَمُ الدُّنْیَا وَ بِالدُّنْیَا تُحْرَزُ الْآخِرَةُ .
و بسبب ایمان (که ثمره آن اعمال صالحه است) علم و دانائى آباد می شود (صاحب آن به سود مى رسد، زیرا علم بى ایمان و عمل به آدمى چیزى نمى افزاید مگر دورى از رحمت خدا) و بسبب علم از مرگ خوف و ترس پیش مى آید (زیرا علم به مبدأ و معاد مستلزم یاد آورى از مرگ است، و یاد آورى از مرگ موجب ترس از آن، و ترس از آن سبب کردار و گفتار نیکو و آن باعث بدست آوردن سعادت همیشگى است بخلاف جاهل که از سختیهاى مرگ غافل است، لذا تمام کوشش او صرف دنیا گشته از نیکبختى همیشگى محروم مى ماند) و بر اثر مرگ دنیا بپایان مى رسد (زیرا قبر آخرین منزل دنیا و اوّل منزل آخرت است) و بوسیله دنیا (سعادت جاوید در) آخرت بدست مى آید (زیرا دنیا دار تکلیف است و در آن مى توان براى آخرت توشه اى بدست آورد، و خدا و رسول را خوشنود گردانید) .
وَ بِالْقِیَامَةِ تُزْلَفُ الْجَنَّةُ وَ تُبَرَّزُ الْجَحِیمُ لِلْغَاوِینَ وَ إِنَّ الْخَلْقَ لَا مَقْصَرَ لَهُمْ عَنِ الْقِیَامَةِ مُرْقِلِینَ فِی مِضْمَارِهَا إِلَى الْغَایَةِ الْقُصْوَى.
و بسبب قیامت بهشت به پرهیزکاران نزدیک و دوزخ به گمراهان و هوا پرستان آشکار مى گردد (چنانکه در قرآن کریم س 26 ى 88 مى فرماید: یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ ى 89 إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ى 90 وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ ى 91 وَ بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغاوِینَ یعنى قیامت روزى است که مال و پسران کسى را سود نمى دهد مگر کسیکه با دل سالم از کفر و معصیت بیاید، و بهشت به پرهیزکاران نزدیک و دوزخ به گمراهان هویدا میشود) (7) و مردم را از قیامت جاى رهائى نیست (که همه باید در آن وارد شوند) در حالیکه در آن میدان شتاب کننده هستند بسوى آخرین منزل (سعید و نیکبخت در بهشت جاوید، و شقىّ و بدبخت در آتش دوزخ).
منه.
و قسمت از این سخنان است (در چگونگى حال اهل قبور در قیامت، و ترغیب مردم بر امر بمعروف و نهى از منکر و پیروى قرآن کریم، و نقل فرمایش رسول اکرم در باره وقوع فتنه و فساد): (در قیامت اموات) .
قَدْ شَخَصُوا مِنْ مُسْتَقَرِّ الْأَجْدَاثِ وَ صَارُوا إِلَى مَصَایِرِ الْغَایَاتِ لِکلِّ دَارٍ أَهْلُهَا لَا یَسْتَبْدِلُونَ بِهَا وَ لَا یُنْقَلُونَ عَنْهَا .
از قبرها بیرون مى آیند و بآخرین منزلها (بهشت یا دوزخ) مى روند، و براى هر سرائى (بهشت یا دوزخ) اهلى است که (آماده رفتن بآن هستند، نیکبختان و پیروان خدا و رسول ببهشت و بد بختان و گناهکاران به دوزخ، و) آنرا به سراى دیگر تبدیل نمى کنند(بهشتیان به دوزخ نمى روند، و دوزخیان ببهشت نمى توانند رفت) و از آن سرا بیرون نمى شوند، و.
وَ إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکرِ لَخُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ إِنَّهُمَا لَا یُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَ لَا یَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ.
(اگر بخواهید اهل بهشت باشید، از خدا و رسول پیروى کرده مردم را به گفتار و کردار شایسته وادار و از ناشایسته ها باز دارید، زیرا) امر بمعروف و نهى از منکر و صفت و خلق هستند از جمله خوهایى که محبوب و پسندیده خدا است، و (ترسیدن از امر بمعروف و نهى از منکر نمودن در صورتی که ظاهرا هیچ گونه زیانى نداشته باشد درست نیست، و احتمال اینکه مبادا کشته شود یا روزى کم گردد بیجا است، بلکه باید دانست) این دو امر مرگ را نزدیک نمى گرداند و روزى را کم نمى کند (زیرا مرگ و روزى هر کس مقدّر است، و تغییر و تبدیلى در آن نیست).
وَ عَلَیْکمْ بِکتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ الشِّفَاءُ النَّافِعُ وَ الرِّیُّ النَّاقِعُ وَ الْعِصْمَةُ لِلْمُتَمَسِّک وَ النَّجَاةُ لِلْمُتَعَلِّقِ.
و (برای شناختن موارد احکام دین( بر شما باد )مراجعه( به کتاب خدا )قرآن کریم( زیرا کتاب خدا )برای اتصال بنده به خدا( ریسمان استواری است )که هرگز گسیخته نخواهد شد( و )برای سیر در راه حق( نور آشکاری است )که تاریکی در آن راه ندارد( و )برای بیماری جهل و نادانی به معرفت خدا و رسول( شفاء سودمندی هست، و )برای تشنه علوم و معارف حقه( سیراب شدن است که تشنگی را بر طرف مینماید، و برای چنگ زننده )به آن( نگاهدارنده )از خطاء و لغزشها( است، و برای آویخته )پیرو احکام آن( رهائی )از عذاب الهی است.
لَا یَعْوَجُّ فَیُقَامَ وَ لَا یَزِیغُ فَیُسْتَعْتَبَ وَ لَا تُخْلِقُهُ کثْرَةُ الرَّدِّ وَ وُلُوجُ السَّمْعِ .
کجی در آن نیست تا راست گردد )اختلافی در آن یافت نمیشود تا نیازمند اصلاح باشد( و )از حق و حقیقت( برنمیگردد تا از آن دست برداشته شود، و تکرار بسیار )بر زبانها( و فرو رفتن در گوش آن را کهنه نمیگرداند )هر سخنی را که بسیار گویند و بشنوند کهنه میگردد جز کلام خدا که در همه اوقات تازه بوده بهای آن افزایش می یابد.
مَنْ قَالَ بِهِ صَدَقَ وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ سَبَقَ .
کسیکه آنرا بگوید راستگو است (زیرا در قرآن کریم بر خلاف واقع چیزى بیان نشده) و هر که از آن پیروى کند (ببهشت جاوید) پیشى گرفته (رستگار گردیده) است.
فقال (علیه السلام): ِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ قَوْلَهُ الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لَا تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله) بَیْنَ أَظْهُرِنَا فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِی أَخْبَرَک اللَّهُ تَعَالَى بِهَا فَقَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّ أُمَّتِی سَیُفْتَنُونَ بَعْدِی فَقُلْتُ .
س امام علیه السّلام فرمود: چون خداوند سبحان کلام خود را فرستاد: (س 29 ى 1) الم (ى 2) أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ یعنى منم خداوند بزرگوار، آیا مردم گمان کرده اند که به گفتن اینکه ما (بخدا و رسول) ایمان آوردیم وا گذاشته میشوند، و آنان (بفتنه و فساد) آزموده نمى گردند دانستم مادامى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در بین ما باشد آن فتنه بر ما فرود نمى آید، پس گفتم: اى رسول خدا چیست این فتنهاى که خدا ترا بآن خبر داده فرمود: اى علىّ بزودى بعد از من امّتم (بر اثر اندیشههاى نادرست) در فتنه و تباهکارى افتند.
یَا رَسُولُ اللَّهِ أَ وَ لَیْسَ قَدْ قُلْتَ لِی یَوْمَ أُحُدٍ حَیْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ حِیزَتْ عَنِّی الشَّهَادَةُ فَشَقَّ ذَلِک عَلَیَّ فَقُلْتَ لِی أَبْشِرْ فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِک فَقَالَ لِی إِنَّ ذَلِک لَکذَلِک فَکیْفَ صَبْرُک إِذاً فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَیْسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ وَ لَکنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى وَ الشُّکرِ .
پس گفتم: اى رسول خدا آیا نبود که در روز احد (احد نام کوهى است نزدیک مدینه براه شام که در آنجا جنگ کفّار قریش با مسلمانها در اوائل ماه شوّال سال سوّم هجرت واقع شده) آنجا که گروهى از مسلمانان به درجه شهادت رسیدند، و کشته شدن در راه خدا از من باز داشته شد، و کشته نشدنم بر من دشوار گردید (و از این جهت غمگین بودم) بمن فرمودى مژده باد ترا که بعد از این کشته خواهى شد پس بمن فرمود: آنچه بیان کردى درست است، هنگام دریافت شهادت شکیبائى تو چگونه خواهد بود، گفتم: اى رسول خدا این کار از موارد صبر نیست، بلکه جاى مژده و سپاسگزارى است (کشته شدن در راه خدا براى من بزرگترین نعمت و بخشش الهىّ است).
وَ قَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّ الْقَوْمَ سَیُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ یَمُنُّونَ بِدِینِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ یَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ یَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ وَ یَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْکاذِبَةِ وَ الْأَهْوَاءِ السَّاهِیَةِ فَیَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِیذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِیَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَیْعِ.
و فرمود: اى علىّ زود باشد که بعد از من مسلمانان بوسیله دارائیشان در فتنه افتند (بر اثر کمى یا بسیارى مال و کسب از راه حلال یا حرام و صرف آنها در راه خیر و شرّ آزمایش میشوند) و بسبب دینشان بر پروردگارشان منّت نهاده رحمت و مهربانى او را آرزو نمایند (در صورتیکه آرزوى رحمت با بىباکى در دین و پیروى نکردن از خدا و رسول غلط است) و از خشم او ایمن و آسوده خاطر باشند (و حال آنکه ایمنى از خشم و دورى رحمت او مانند نا امیدى از رحمتش از جمله گناهان بزرگ است) و بسبب شبهه هاى نادرست و خواهش هاى غافل کننده (از حقّ و کیفر روز رستخیز) حرام او را حلال گردانند، پس (از این جهت) شراب را (بمشتبه نمودن) به آب انگور و خرما، و رشوه را بهدیّه و ارمغان، و رباء را بخرید و فروخت حلال مى شمرند.
قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَبِأَیِّ الْمَنَازِلِ أُنْزِلُهُمْ عِنْدَ ذَلِک أَ بِمَنْزِلَةِ رِدَّةٍ أَمْ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ فَقَالَ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ.
پس گفتم: اى رسول خدا در آن هنگام ایشان را به کدام مرتبهاى از مراتب بحساب آورم آیا آنها را مرتدّ و کافر بدانم، یا بفتنه افتاده فرمود: در مرتبه فتنه و آزمایش (در دین، زیرا ایشان نمى گویند شراب و رشوه و رباء حلال است تا منکر ضرورىّ دین شده کافر گردند، بلکه از راه اشتباه کارى شراب را آب انگور و رشوه را ارمغان و رباء را سود خرید و فروخت مى پندارند، و چون آب انگور و ارمغان و سود خرید و فروخت در دین حلال است آنها را نیز حلال مى دانند).
و قام إلیه رجل فقال یا أمیر المؤمنین ، أخبرنا عن الفتنة ، و هل سألت رسول اللّه (صلى الله علیه وآله) .
(سیدرضی فرماید:)مردی (بین سخنان امام علیه السلام) روبروی آن حضرت ایستاد و گفت: ما را از فتنه خبر ده آیا از رسول خدا صلی الله علیه و اله چگونگی آن را پرسیده ای.

