کلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا یَرْجُو الْأَمْرَ لَهُ وَ یَعْطِفُهُ عَلَیْهِ دُونَ صَاحِبِهِ لَا یَمُتَّانِ إِلَى اللَّهِ بِحَبْلٍ وَ لَا یَمُدَّانِ إِلَیْهِ بِسَبَبٍ .

طلحه و زبیر هر یک امارت و حکومت بر مردم را براى خود امیدوار بوده و درخواست مى ‏نمایند، نه براى رفیقش (زیرا هر یک خلافت را براى خود دست و پا میکند، پس پیمان شکنى و یاغى شدنشان بر من چنانکه اظهار می کنند به طرفدارى از دین و ایمان نیست، بلکه بجهت حبّ دنیا و شهوت جاه است، لذا در این جنگ و زد و خورد) بسوى خدا تقرّب نجسته به ریسمانى و به رشته‏اى خود را باو نزدیک نمى ‏نمایند (عذر و بهانه‏ اى ندارند که نزد حقّ تعالى براى ریختن خون هاى ناحقّ حجّت و دلیل قرار دهند، و چون ایشان طرفدار دین نبوده خدا را در نظر ندارند).

کلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا حَامِلُ ضَبٍّ لِصَاحِبِهِ وَ عَمَّا قَلِیلٍ یُکشَفُ قِنَاعُهُ بِهِ .

هر یک براى رفیق خود کینه در دل دارد که بهمین زودى پرده از روى کار برداشته کینه را آشکار خواهد ساخت (چنانکه چون وارد بصره شد بمکر، عثمان ابن حنیف را دستگیر کرده بسیارى از سپاه و نگهبانان بیت المال را کشتند،براى پیش نمازى با هم اختلاف نموده دشمنى ظاهر ساختند، تا اینکه عائشه میان آنها آشتى داد باین ترتیب که یک روز محمّد ابن طلحه پیشنماز باشد و یک روز عبد اللّه ابن زبیر، و دیگر هر یک از آنها از عائشه درخواست نمود که مردم بر او سلام کرده و او را به امارت بشناسند، پس عائشه فرمان داد تا مردم بهر دو سلام کرده و ایشان را با هم به امارت بپذیرند، خلاصه از این گونه اختلاف ها بن آنها بسیار بود، و از اینرو امام علیه السّلام مى ‏فرماید.)

وَ اللَّهِ لَئِنْ أَصَابُوا الَّذِی یُرِیدُونَ لَیَنْتَزِعَنَّ هَذَا نَفْسَ هَذَا وَ لَیَأْتِیَنَّ هَذَا عَلَى هَذَا .

سوگند بخدا اگر بآنچه که مى‏ خواهند دست یابند (به ریاست و حکومت برسند) هر آینه هر یک جان دیگرى را بگیرد، و هر کدام رفیقش را تباه و نابود سازد (اکنون که).

قَدْ قَامَتِ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُفَأَیْنَ الْمُحْتَسِبُونَ فَقَدْ سُنَّتْ لَهُمُ السُّنَنُ وَ قُدِّمَ لَهُمُ الْخَبَرُ وَ لِکلِّ ضَلَّةٍ عِلَّةٌ وَ لِکلِّ نَاکثٍ شُبْهَةٌ.

گروه ستمگر (براى فتنه و آشوب) قیام کرده‏ اند (ما نیز براى دفاع و جلو گیرى آماده‏ایم) پس کجایند کسانیکه (نهى منکر نموده از خداوند) اجر و ثواب مى ‏طلبند (تا بما کمک و یارى نمایند) که بتحقیق سنّتها (راههاى هدایت و رستگارى) براى آنها آشکار است (همه مى ‏دانند) و این خبر پیش از این براى آنان بیان شده است (پیغمبر اکرم خبر داده که ناکثین که پیمان شکستند یعنى اصحاب جمل، طلحه و زبیر و پیروانشان، و قاسطین که ظلم و ستم روا داشتند یعنى معاویه و لشگر شام، و مارقین که از دین بیرون رفتند یعنى خوارج نهروان، با من جنگ کرده در راه ضلالت و گمراهى سیر خواهند نمود) و (از این جهت نباید به سخنان ایشان «که کشتن عثمان را بهانه نقض بیعت قرار داده‏اند» گوش فرا داد، زیرا) براى هر گمراهى علّت و بهانه ‏اى است و براى هر شکستن پیمانى شبهه‏اى (هر مدّعى باطل و نادرستى ناگزیر آنست که براى آن مردم را بشبهه اندازد و باطل را بصورت حقّ در آورده بهانه قرار دهد، و لیکن).

وَ اللَّهِ لَا أَکونُ کمُسْتَمِعِ اللَّدْمِ یَسْمَعُ النَّاعِیَ وَ یَحْضُرُ الْبَاکیَ ثُمَّ لَا یَعْتَبِرُ.

سوگند بخدا من مانند کسى نیستم که آواز دست بر سر و رو و سینه زدن در ماتم ها و خبر مرگ را از خبر دهنده بشنود و (باور نکند تا) بر سر گریه کننده حاضر شود (من کسى نیستم که بوقوع فتنه و آشوبى علم داشته و آثارش را مشاهده نموده در صدد جلوگیرى از آن بر نیایم تا آنرا آشکار ببینم، بلکه بمحض دیدن آثار فتنه و آشوب براى جلوگیرى از آن خود را آماده مى ‏نمایم، خلاصه چون منظور طلحه و زبیر و پیروانشان از این سخنان نادرست بر پا نمودن فتنه و آشوب است من نخواهم گذاشت آنها بمقصود خود برسند).