فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلى الله علیه وآله) بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیْطَانِ إِلَى طَاعَتِهِ بِقُرْآنٍ قَدْ بَیَّنَهُ وَ أَحْکمَهُ لِیَعْلَمَ الْعِبَادُ رَبَّهُمْ إِذْ جَهِلُوهُ وَ لِیُقِرُّوا بِهِ بَعْدَ إِذْ جَحَدُوهُ وَ لِیُثْبِتُوهُ بَعْدَ إِذْ أَنْکرُوهُ .

پس (از حمد و ثناى الهىّ) خداوند محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را بحقّ و راستى بر انگیخت تا بندگانش‏ را از پرستش بتها باز داشته به عبادت و بندگى او وا دارد، و از پیروى شیطان منع کرده به فرمانبردارى او سوق دهد، با قرآنى که آنرا (در همه آفاق) آشکار و محکم و استوار فرمود تا بندگان به پروردگارشان دانا شوند در حالی که نادان بودند، و باو اعتراف کنند پس از آنکه انکار داشتند، و هستى او را اثبات نمایند بعد از آنکه باور نداشتند.

فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِهِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکونُوا رَأَوْهُ بِمَا أَرَاهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ وَ خَوَّفَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ .

پس خود را در کتابش بایشان هویدا ساخت بآنچه از قدرت و توانائیش بآنها نشان داد بى آنکه او را به بینند (چنانکه در س 2 ى 164 مى‏ فرماید: إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِیفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ یعنى در آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز و سیر کشتى در دریا براى آنچه که بمردم سود مى ‏رساند و در آبى که خداوند از ابر فرو مى ‏فرستد پس زمین بسبب آن بعد از مردن و پژمردگى زنده و سبز و خرّم مى‏ گردد، و در پراکنده کردن هر جنبنده ‏اى در آن و در گردش بادها و ابرى که میان آسمان و زمین نگاه داشته شده است هر آینه نشانه‏هایى است براى خردمندان و کسانیکه در آثار او تفکّر و اندیشه مى‏ نمایند) و (نیز در کتاب خود) آنان را از سطوت و شوکتش بیم داده.

وَ کیْفَ مَحَقَ مَنْ مَحَقَ بِالْمَثُلَاتِ وَ احْتَصَدَ مَنِ احْتَصَدَ بِالنَّقِمَاتِ.

و آنها را آگاه ساخت که چگونه به انواع عذاب تباه گردانید قومى را که نابود نمود، و درو کرد بسختیها (از بین برد) گروهى را که داس خشم میان آنان انداخت (چنانکه در س 29 ى 34 مى ‏فرماید: إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى‏ أَهْلِ هذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ ى 35 وَ لَقَدْ تَرَکْنا مِنْها آیَةً بَیِّنَةً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ یعنى ما بر اهل این شهر «قوم حضرت لوط على نبیّنا و اله و علیه السّلام» از آسمان عذاب فرستادیم بسبب اینکه فاسق بوده و نافرمانى کردند، و نشانه آشکار از عذاب در آن شهر را باقى گذاشتیم براى گروهى که در آن تدبّر و تأمّل نمایند).

وَ إِنَّهُ سَیَأْتِی عَلَیْکمْ مِنْ بَعْدِی زَمَانٌ لَیْسَ فِیهِ شَیْ‏ءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا أَکثَرَ مِنَ الْکذِبِ عَلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ .

زود است که بعد از من بر شما روزگارى بیاید که چیزى در آن پنهان‏تر از حقّ و درستى نبوده، و آشکارتر از باطل و نادرستى و بیشتر از دروغ گفتن بر خدا و رسول او نباشد.

وَ لَیْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِک الزَّمَانِ سِلْعَةٌ أَبْوَرَ مِنَ الْکتَابِ إِذَا تُلِیَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ وَ لَا أَنْفَقَ مِنْهُ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ .

و نزد مردم آن زمان کالایى بى ‏قدرتر از قرآن که از روى حقّ و راستى خوانده (و بدرستى تفسیر و تأویل آن بیان) شود نیست، و رواجتر از آن هرگاه در معانى آن تحریف و تغییر دهند (و آنرا از روى‏ هواى نفس با اغراض باطله تطبیق نمایند).

وَ لَا فِی الْبِلَادِ شَیْ‏ءٌ أَنْکرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَ لَا أَعْرَفَ مِنَ الْمُنْکرِ.

و در شهرها چیزى زشت‏تر از کار شایسته و زیباتر از کار بد نمى‏ باشد.

فَقَدْ نَبَذَ الْکتَابَ حَمَلَتُهُ وَ تَنَاسَاهُ حَفَظَتُهُ .

پس حاملان قرآن (کسانی که با آن آشنا بوده و اطّلاع دارند) بآن بى اعتناء هستند (طبق دستورش رفتار نمى ‏کنند) و حافظانش (کسانیکه آنرا از حفظ تلاوت مى‏ نمایند در موقع عمل) از یاد مى‏ برند.

فَالْکتَابُ یَوْمَئِذٍ وَ أَهْلُهُ طَرِیدَانِ مَنْفِیَّانِ وَ صَاحِبَانِ مُصْطَحِبَانِ فِی طَرِیقٍ وَاحِدٍ لَا یُؤْوِیهِمَا مُؤْوٍ فَالْکتَابُ وَ أَهْلُهُ فِی ذَلِک الزَّمَانِ فِی النَّاسِ وَ لَیْسَا فِیهِمْ وَ مَعَهُمْ وَ لَیْسَا مَعَهُمْ لِأَنَّ الضَّلَالَةَ لَا تُوَافِقُ الْهُدَى وَ إِنِ اجْتَمَعَا .

پس قرآن و اهل آن (ائمّه هدى علیهم السّلام و پیروانشان) در آنروز دور انداخته شده و در میان جمعیّت نیستند (زیرا مردم آن روزگار بباطل رو آورده از حقّ دور مانده‏اند، و این اعراضشان در حکم طرد و نیستى آنها است) و این هر دو با هم در یک راه یار هستند (بدستور قرآن رفتار مى‏ نمایند) و کسى (از اهل آن روزگار) قرآن و اهلش را احترام نکرده نزد خود نگاه ندارد (چون با هواى نفس سازگار نیستند) پس قرآن و اهل آن در آن زمان (گر چه بظاهر) در بین مردم بوده و با ایشان هستند، و (در حقیقت) در میانشان نبوده و با آنها نمى‏ باشند، زیرا ضلالت و گمراهى با هدایت و رستگارى موافقت ندارد و اگر چه در یک جا با هم گرد آیند.

فَاجْتَمَعَ الْقَوْمُ عَلَى الْفُرْقَةِ وَ افْتَرَقُوا عَلَى الْجَمَاعَةِ کأَنَّهُمْ أَئِمَّةُ الْکتَابِ وَ لَیْسَ الْکتَابُ إِمَامَهُمْ فَلَمْ یَبْقَ عِنْدَهُمْ مِنْهُ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَا یَعْرِفُونَ إِلَّا خَطَّهُ وَ زَبْرَهُ .

پس آن مردم (گمراه) دست بدست مى‏ دهند بر جدائى (از قرآن) و پراکنده میشوند از جماعت (پیروان قرآن) مانند آنست که ایشان پیشوایان قرآن هستند (زیرا طبق اغراض باطله و اندیشه‏هاى نادرست خود آنرا تفسیر و تأویل مى‏ نمایند) و قرآن پیشواى آنها نیست (که باید از آن متابعت و پیروى کنند) پس (چون قرآن را پشت سر انداخته به مفاد آن عمل نمى‏ کنند) نزد ایشان باقى نمانده از آن مگر نام، و نمى‏ شناسند مگر خطّ و کتابت آنرا.

وَ مِنْ قَبْلُ مَا مَثَّلُوا بِالصَّالِحِینَ کلَّ مُثْلَةٍ وَ سَمَّوْا صِدْقَهُمْ عَلَى اللَّهِ فِرْیَةً وَ جَعَلُوا فِی الْحَسَنَةِ عُقُوبَةَ السَّیِّئَةِ .

و پیش از این که این زمان بیاید (بر اثر ظلم و ستم بنى امیّه و بنى عبّاس) به نیکان انواع عذاب و سختى روا مى‏ دارند، و گفتار راست آنان را بر خدا بهتان و دروغ مى‏ پندارند، و پاداش کار شایسته را کیفر کار زشت مى‏ دهند (زیرا به پیروى از شهوات و خواهشهاى نفس کارهاى شایسته نیکان را ناشایسته پنداشته آنان را بقتل رسانده و آزار مى‏ دادند).

وَ إِنَّمَا هَلَک مَنْ کانَ قَبْلَکمْ بِطُولِ آمَالِهِمْ وَ تَغَیُّبِ آجَالِهِمْ حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِی تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَةُ وَ تُرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَةُ وَ تَحُلُّ مَعَهُ الْقَارِعَةُ وَ النِّقْمَةُ.

و جز این نیست کسانیکه پیش از شما بودند بسبب آرزوهاى دراز و نامعلومى مرگهاشان هلاک و معذّب گشتند (به آرزوى بسیار وابسته و از مردن غافل بودند) تا اینکه مرگ ایشان را دریافت، چنان مرگى که عذر خواهى از آن دور مى‏ مانده و دسترسى به توبه و بازگشت (از کردار زشت) بآن نمى‏ ماند (مجال معذرت و توبه باقى نماند) و مصیبت و سختى (جان کندن و عذاب همیشگى) با آن همراه مى‏ باشد.

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ مَنِ اسْتَنْصَحَ اللَّهَ وُفِّقَ وَ مَنِ اتَّخَذَ قَوْلَهُ دَلِیلًا هُدِیَ لِلَّتِی هِیَ أَقُومُ فَإِنَّ جَارَ اللَّهِ آمِنٌ وَ عَدُوَّهُ خَائِفٌ .

اى مردم، کسیکه از خداوند پند و اندرز طلب کند (نصیحت پذیر بوده گفتار و کردارش طبق اوامر و نواهى خدا باشد بهر کار خیر و نیکوئى) موفّق گردد، و هر که گفتار او (قرآن کریم) را راهنماى خود قرار دهد به راهى که استوارترین راهها است هدایت شود (چنانکه خداوند سبحان در س 17 ى 9 مى‏ فرماید: إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ یعنى این قرآن هدایت و راهنمائى مى‏ نماید به راهى که استوارترین راهها است) زیرا آشناى با خدا (کسیکه گفتار او را راهنماى خویش قرار داده از عذاب‏ همیشگى) ایمن و آسوده است، و دشمن او (کسیکه گردن از زیر بار عبادت و بندگیش کشیده و در راه او قدم ننهاده) هراسان است.

و َ إِنَّهُ لَا یَنْبَغِی لِمَنْ عَرَفَ عَظَمَةَ اللَّهِ أَنْ یَتَعَظَّمَ فَإِنَّ رِفْعَةَ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ مَا عَظَمَتُهُ أَنْ یَتَوَاضَعُوا لَهُ وَ سَلَامَةَ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ مَا قُدْرَتُهُ أَنْ یَسْتَسْلِمُوا لَهُ .

و سزاوار نیست کسیکه عظمت و بزرگى خدا را شناخت (و دانست که او بر هر چیز قادر و توانا است) خود را بزرگ شمارد (از اوامر و نواهى او پیروى ننماید) زیرا بلندى مقام و شایستگى اشخاصى که مى‏ دانند بزرگى خداوند متعال را حدّى نیست به اینست که در مقابل او متواضع و فروتن باشند (بآنچه دستور داده رفتار نمایند) و سلامتى (رهائى از عذاب) کسانیکه مى‏ دانند قدرت و توانائى او فوق هر توانائى است باین است که فرمان او برند.

فَلَا تَنْفِرُوا مِنَ الْحَقِّ نِفَارَ الصَّحِیحِ مِنَ الْأَجْرَبِ وَ الْبَارِئِ مِنْ ذِی السَّقَمِ .

پس از حقّ (و اهل آن یعنى زمامداران دین) دورى نکنید مانند شخص تندرست که از جرب دار، و شفاء یافته که از بیمار دورى مى‏ نماید.

وَ اعْلَمُوا أَنَّکمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِی تَرَکهُ وَ لَنْ تَأْخُذُوا بِمِیثَاقِ الْکتَابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِی نَقَضَهُ وَ لَنْ تَمَسَّکوا بِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِی نَبَذَهُ .

و بدانید هرگز براه راست (دین حقّ) پى نخواهید برد تا کسیرا که آنرا وا گذاشته (از آن پیروى ننموده) بشناسید، و هرگز بعهد و پیمان قرآن وفاء نمى‏ کنید (بخدا و رسول ایمان نمى‏ آورید) تا کسی را که نقض عهد کرده و پیمان شکسته (بآنها نگرویده) بشناسید، و هرگز بکتاب خدا چنگ نمى‏ زنید (بدستور آن رفتار نمى‏ نمائید) تا کسیرا که آنرا دور انداخته (به احکام آن عمل ننموده) بشناسید.

فَالْتَمِسُوا ذَلِک مِنْ عِنْدِ أَهْلِهِ فَإِنَّهُمْ عَیْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ .

پس (چون اشخاصى را که در راه راست قدم ننهاده و عهد و پیمان قرآن را شکسته و آنرا رها کرده‏اند شناختید و از آنها دورى و بیزارى جستید) راه راست و وفاى بعهد و پیمان و کیفیّت وا بسته شدن بقرآن را از اهل آن (أئمّه هدى علیهم السّلام) درخواست نمائید، زیرا ایشان زنده دارنده علم و دانش و میراننده جهل و نادانى هستند (بدلیل اینکه).