وَ انْقَادَتْ لَهُ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةُ بِأَزِمَّتِهَا .
دنیا و آخرت فرمانبردار و مهارشان (با منتهى درجه خضوع و فروتنى) بدست قدرت خداوند متعال است (آنچه اراده فرماید انجام میشود، چنانکه ساربان بهر طرف که بخواهد مهار شتر را مى کشد).
وَ قَذَفَتْ إِلَیْهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ مَقَالِیدَهَا .
و آسمانها و زمینها کلیدهاى خود را باو تسلیم نموده اند (غیر از او مؤثّر و متصرّفى در آنها نیست).
وَ سَجَدَتْ لَهُ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ الْأَشْجَارُ النَّاضِرَةُ وَ قَدَحَتْ لَهُ مِنْ قُضْبَانِهَا النِّیرَانَ الْمُضِیئَةَ وَ آتَتْ أُکلَهَا بِکلِمَاتِهِ الثِّمَارُ الْیَانِعَةُ.
و درختهاى خرّم هر بامداد و پسین او را سجده می کنند (به زبان حال او را پرستش مى نمایند) و بامر او آن درختها از شاخهها آتش هاى روشنى دهنده (شعله دار) افروخته (و این از آثار قدرت است که از درخت سبز که قطرات آب در آن هست موقع سوزاندن شعله هاى آتش خارج میشود) و به مشیّت و اوامر تکوینیّه او آن درختها آنچه که خورده می شود میوه رسیده مى دهند.
ومنها.
قسمتى از این خطبه است (در عظمت قرآن کریم).
وَ کتَابُ اللَّهِ بَیْنَ أَظْهُرِکمْ نَاطِقٌ لَا یَعْیَا لِسَانُهُ وَ بَیْتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ.
کتاب خدا که در میان شما است گویایى است که زبانش خسته نمىشود (در هر باب و راجع بهر چیز دنیا و آخرت راه مىنماید) و خانهاى است که ارکان آن خراب نمى شود (همیشه باقى و برقرار بوده و از بین رفتنى نیست) و غالب است که یارانش شکست نمى خورند (پیروان آن همواره عزیز و ارجمندند).
ومنها.
و قسمتى از این خطبه است (در وصف پیغمبر اکرم).
أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ تَنَازُعٍ مِنَ الْأَلْسُنِ فَقَفَّى بِهِ الرُّسُلَ وَ خَتَمَ بِهِ الْوَحْیَ فَجَاهَدَ فِی اللَّهِ الْمُدْبِرِینَ عَنْهُ وَ الْعَادِلِینَ بِهِ.
خداوند حضرت رسول را فرستاد در زمانی که هیچ پیغمبرى باقى نمانده و نزاع و زد و خورد و مجادله زبانى (اندیشه هاى گوناگون و اختلاف کلمه) برقرار بود (چون در جاهلیّت گروهى بتها و برخى شیطان و جمعى خورشید و طایفه اى حضرت مسیح و دیگران را مى پرستیدند) و او را بعد از همه پیغمبران آورده وحى را به آن حضرت ختم نمود (بعد از او پیغمبرى نمى فرستد) .
فَجَاهَدَ فِی اللَّهِ الْمُدْبِرِینَ عَنْهُ وَ الْعَادِلِینَ بِهِ.
پس آن بزرگوار در راه خدا جهاد کرد با کسانی که از خدا اعراض و دورى نموده و مثل و مانند برایش قرار مى دادند.
ومنها.
و قسمتى از این خطبه است (در دنیا بینى و آخرت طلبى).
إِنَّمَا الدُّنْیَا مُنْتَهَى بَصَرِ الْأَعْمَى لَا یُبْصِرُ مِمَّا وَرَاءَهَا شَیْئاً وَ الْبَصِیرُ یَنْفُذُهَا بَصَرُهُ وَ یَعْلَمُ أَنَّ الدَّارَ وَرَاءَهَا .
جز این نیست که دنیا منتهى حدّ بینائى کور دل است، نمى بیند آنچه در پى آنست (باور ندارد که از دنیا کوچ نموده به سراى همیشگى خواهد رفت) و بینا چشمش را درست باز کرده (فناء و نابودى) آنرا مى بیند و میداند که در پى آن سراى دیگرى است.
فَالْبَصِیرُ مِنْهَا شَاخِصٌ وَ الْأَعْمَى إِلَیْهَا شَاخِصٌ .
پس بینا با نظر افکندن از دنیا دورى مىجوید (بآن دل نمى بندد) و کور تمام توجّهش بآن است.
وَ الْبَصِیرُ مِنْهَا مُتَزَوِّدٌ وَ الْأَعْمَى لَهَا مُتَزَوِّدٌ.
و بینا (که می داند دنیا جاى ماندن نیست) از آن (براى سفر آخرت) توشه بر مى دارد (تقوى و پرهیزکارى پیش مىگیرد) و کور (چون دنیا را جاى همیشگى تصوّر می کند) براى آن توشه تهیه مى نماید (براى گرد آوردن دارائى از دستور خدا و رسول چشم مى پوشد).
ومنها.
و قسمتى از این خطبه است (در تمسّک بکتاب خدا).
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا وَ یَکادُ صَاحِبُهُ یَشْبَعُ مِنْهُ وَ یَمَلُّهُ إِلَّا الْحَیَاةَ فَإِنَّهُ لَا یَجِدُ فِی الْمَوْتِ رَاحَةً .
و بدانید او (دنیا پرست کور دل) از هر چه دارا باشد سیر شده و ملول مى گردد بجز از زندگى، زیرا در مرگ آسایش نمى یابد (چون در دنیا بدستور خدا و رسول رفتار نکرده تا بعد از مرگ موجب راحتى او باشد).
وَ إِنَّمَا ذَلِک بِمَنْزِلَةِ الْحِکمَةِ الَّتِی هِیَ حَیَاةٌ لِلْقَلْبِ الْمَیِّتِ وَ بَصَرٌ لِلْعَیْنِ الْعَمْیَاءِ وَ سَمْعٌ لِلْأُذُنِ الصَّمَّاءِ وَ رِیٌّ لِلظَّمْآنِ وَ فِیهَا الْغِنَى کلُّهُ وَ السَّلَامَةُ .
و جز این نیست که بینائى در دنیا (باور داشتن بآنچه بعد از مرگ واقع می شود) به منزله حکمت است که آن براى دل مرده حیات و زندگى و براى چشم کور بینائى و براى گوش کر شنوایى و براى تشنه (رحمت الهىّ) سیر آبى است، و در آن بى نیازى کامل (از دنیا) و سلامتى (از عذاب) است (و راه نجات و رستگارى شما).
کتَابُ اللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ وَ تَنْطِقُونَ بِهِ وَ تَسْمَعُونَ بِهِ وَ یَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ یَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ .
کتاب خدا (قرآن کریم) است که بوسیله آن (حقّ را) مىبینید و مىگوئید و مى شنوید، و بعضى از آن ببعض دیگر گویا (پارهاى از آیات آن آیه دیگر را تفسیر مى نماید) و بعضى از آن بر بعض دیگر گواه است (براى فهم مراد از آیهاى به آیه دیگر استشهاد می شود).
وَ لَا یَخْتَلِفُ فِی اللَّهِ وَ لَا یُخَالِفُ بِصَاحِبِهِ عَنِ اللَّهِ .
و (از این جهت) قرآن در معارف و احکام الهىّ اختلاف ندارد، و پیرو و مؤمن بخود را از خدا جدا نمى گرداند (بلکه او را به شاه راه هدایت و رستگارى رهسپار مى نماید)(و با داشتن چنین راهنماى بزرگ در دسترس مع ذلک).
قَدِ اصْطَلَحْتُمْ عَلَى الْغِلِّ فِیمَا بَیْنَکمْ وَ نَبَتَ الْمَرْعَى عَلَى دِمَنِکمْ .
شما متّفق شدهاید بر کینه ورزى در بین خودتان و روییده گیاه روى سرگین هاى چهار پایان شما (دوستى شما با هم مانند روییدن گیاه است بروى سرگین که بظاهر سبز و خرّم و در باطن متعفّن و رنج آور است و کسی را بآن میل و رغبتى نیست) .
وَ تَصَافَیْتُمْ عَلَى حُبِّ الْآمَالِ وَ تَعَادَیْتُمْ فِی کسْبِ الْأَمْوَالِ .
و براى دوستى آرزوها با یکدیگر دوست شدید، و در بدست آوردن دارائیها با هم دشمنى ورزیدند.
لَقَدِ اسْتَهَامَ بِکمُ الْخَبِیثُ وَ تَاهَ بِکمُ الْغُرُورُ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى نَفْسِی وَ أَنْفُسِکمْ.
شما را شیطان ناپاک حیران و سرگردان نموده، و فریب (خوردن از نفس امّاره) گمراه کرده است، و براى خود و شما (نجات و رهائى از شرّ شیطان و نفس امّاره را) از خدا یارى مى جویم.

