نَحْمَدُهُ عَلَى مَا أَخَذَ وَ أَعْطَى وَ عَلَى مَا أَبْلَى وَ ابْتَلَى.

سپاس مى ‏گزاریم خدا را بر آنچه گرفت و آنچه داد و آنچه احسان نمود و آنچه آزمایش فرمود (چون هر چه خدا بخواهد طبق حکمت و مصلحت بوده و آن نعمت است، بنا بر این در هر حال باید شکر و سپاس او را بجا آورد).

الْبَاطِنُ لِکلِّ خَفِیَّةٍ وَ الْحَاضِرُ لِکلِّ سَرِیرَةٍ الْعَالِمُ بِمَا تُکنُّ الصُّدُورُ وَ مَا تَخُونُ الْعُیُونُ .

او است بهر نهانى آگاه و بهر سرّ و اندیشه ‏اى بینا، و بآنچه که در سینه‏ ها پنهان و بآنچه که چشم ها دزدانه نگاه می کند دانا (بجزء و کلّ و آشکار و نهان احاطه دارد).

وَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ غَیْرُهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلى الله علیه وآله) نَجِیبُهُ وَ بَعِیثُهُ شَهَادَةً یُوَافِقُ فِیهَا السِّرُّ الْإِعْلَانَ وَ الْقَلْبُ اللِّسَانَ.

و گواهى مى‏ دهیم که خدائى جز او نیست، و محمّد صلّى اللَّه علیه و آله- برگزیده و مبعوث از طرف او است، چنان گواهى که نهان با آشکار و دل با زبان موافقت دارد (نه به زبان گفته و در دل باور نداشته باشیم).

و منها.

قسمتى از این خطبه است (در بیوفائى دنیا و وصیّت بتقوى و پرهیزکارى).

فَإِنَّهُ وَ اللَّهِ الْجِدُّ لَا اللَّعِبُ وَ الْحَقُّ لَا الْکذِبُ وَ مَا هُوَ إِلَّا الْمَوْتُ أَسْمَعَ دَاعِیهِ وَ أَعْجَلَ حَادِیهِ .

سوگند بخدا مطلب بسیار مهمّى است، حقیقت است و درست نه بازى و شوخى، و راست است نه دروغ، و نیست این مطلب مهمّ مگر مرگ که هر که را خواند شنوانید، و هر که را راند با شتاب است.

فَلَا یَغُرَّنَّک سَوَادُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِک وَ قَدْ رَأَیْتَ مَنْ کانَ قَبْلَک مِمَّنْ جَمَعَ الْمَالَ وَ حَذِرَ الْإِقْلَالَ وَ أَمِنَ الْعَوَاقِبَ طُولَ أَمَلٍ وَ اسْتِبْعَادَ أَجَلٍ کیْفَ نَزَلَ بِهِ الْمَوْتُ فَأَزْعَجَهُ عَنْ وَطَنِهِ وَ أَخَذَهُ مِنْ مَأْمَنِهِ مَحْمُولًا عَلَى أَعْوَادِ الْمَنَایَا یَتَعَاطَى بِهِ الرِّجَالُ الرِّجَالَ حَمْلًا عَلَى الْمَنَاکبِ وَ إِمْسَاکاً بِالْأَنَامِلِ .

پس بسیارى مردم (و دارائى و ریاست و زیور ایشان) ترا فریب ندهد که دیده‏اى کسی را که پیش از تو بوده و دارائى گرد آورده و از فقر و درویشى دورى مى‏ جسته و با داشتن آرزوى دراز از عواقب امر مطمئنّ بوده و بسر رسیدن عمر را بعید مى‏دانسته، چگونه مرگ او را رسیده و از وطنش ربوده و از آسایشگاهش خارج نموده بر چوبهاى مرگ (تابوت) حمل شده و مردم او را از دست هم مى‏گرفتند و بر دوشها نهاده و با انگشت ها نگاه مى ‏داشتند.

أَ مَا رَأَیْتُمُ الَّذِینَ یَأْمُلُونَ بَعِیداً وَ یَبْنُونَ مَشِیداً وَ یَجْمَعُونَ کثِیراً کیْفَ أَصْبَحَتْ بُیُوتُهُمْ قُبُوراً وَ مَا جَمَعُوا بُوراً وَ صَارَتْ أَمْوَالُهُمْ لِلْوَارِثِینَ وَ أَزْوَاجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَا فِی حَسَنَةٍ یَزِیدُونَ وَ لَا مِنْ سَیِّئَةٍ یَسْتَعْتِبُونَ .

آیا ندیدید کسانى را که آرزوى فراوان داشتند و بناى استوار مى ‏ساختند و دارائى بسیار گرد مى ‏آوردند، چگونه بسر بردند در خانه‏ هاى گور، و آنچه گرد آوردند تباه و اموالشان نصیب ارث برنده‏ ها شد، و زنهاشان همسر دیگران گردیدند، نمى ‏توانند بکار نیکو (عبادت و بندگى) بیفزاید و نه از بدى (گناهى که مرتکب شده ‏اند) معذرت خواسته رضاء و خوشنودى طلبند (چون بعد از مردن توبه و بازگشت پذیرفته نیست).

فَمَنْ أَشْعَرَ التَّقْوَى قَلْبَهُ بَرَّزَ مَهَلُهُ وَ فَازَ عَمَلُهُ فَاهْتَبِلُوا هَبَلَهَا وَ اعْمَلُوا لِلْجَنَّةِ عَمَلَهَا .

پس کسیکه تقوى و پرهیزکارى را شعار قلبش‏ قرار داد در خیر و نیکوئى از دیگرى پیشى گرفت و کردارش رستگار گردید، غنیمت دانید بهره ‏هاى تقوى و پرهیزکارى را و کار کنید براى بهشت کارى که آنرا نصیبتان سازد.

فَإِنَّ الدُّنْیَا لَمْ تُخْلَقْ لَکمْ دَارَ مُقَامٍ بَلْ خُلِقَتْ لَکمْ مَجَازاً لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا الْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ فَکونُوا مِنْهَا عَلَى أَوْفَازٍ وَ قَرِّبُوا الظُّهُورَ لِلزِّیَالِ.

زیرا دنیا براى اقامت و باقى ماندن شما خلق نشده، بلکه گذرگاه است تا از آن راه توشه بردارید اعمال را براى قرارگاه همیشگى (آخرت) پس (براى کوچ کردن) از آن شتاب کننده باشید (زیرا سستى در آن موجب غفلت و باز ماندن از مقصد است) و براى مفارقت مرکبها را آماده گردانید (بدستور خدا و رسول رفتار نمائید تا رستگار شده براى رفتن حاضر باشید).