أَمِینُ وَحْیِهِ وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ وَ بَشِیرُ رَحْمَتِهِ وَ نَذِیرُ نِقْمَتِهِ.
پیغمبر اکرم امین وحى خدا و خاتم پیغمبران و مژده دهنده رحمت و بیم کننده از عذاب او بود (احکام خداوند سبحان را با درستى و بدون کم و زیاد بمردم تبلیغ نمود، و بعد از او پیغمبرى نخواهد آمد، و نیکوکاران را ببهشت جاوید مژده داده، بد کاران را از عذاب همیشگى مى ترسانید).
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِیهِ فَإِنْ شَغَبَ شَاغِبٌ اسْتُعْتِبَ فَإِنْ أَبَى قُوتِلَ .
ى مردم، سزاوارتر شخص بامر خلافت تواناترین مردم است بر آن (از جهت سیاست مدنیّه و تدبیر جنگ و زد و خورد با دشمن و نظم دادن امور رعیّت) و داناترین آنان است در آن بامر (و احکام) خداوند، پس اگر (در این باب) فتنه انگیزى به تباهکارى پردازد (در اوّل باید) از او بازگشت بحقّ و آنچه سزاوار است خواسته شود، و اگر امتناع نمود کشته مى گردد (باید او را کشت، پس بهمین دلیل مى گوئیم: خلفاء بنا حقّ بخلافت رسیده اند، زیرا غیر شخص تواناى در سیاست مدنیّه و امور رعیّت و داناى بجمیع احکام دین لیاقت این مقام را ندارد، و کسى نمى گوید که ایشان داراى این دو صفت بودهاند) و.
وَ لَعَمْرِی لَئِنْ کانَتِ الْإِمَامَةُ لَا تَنْعَقِدُ حَتَّى یَحْضُرَهَا عَامَّةُ النَّاسِ فَمَا إِلَى ذَلِک سَبِیلٌ وَ لَکنْ أَهْلُهَا یَحْکمُونَ عَلَى مَنْ غَابَ عَنْهَا ثُمَّ لَیْسَ لِلشَّاهِدِ أَنْ یَرْجِعَ وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ یَخْتَارَ .
(چون معاویه دلیل مخالفت خود با امیر المؤمنین علیه السّلام، را باهل شام مى گفت: من در امر خلافت آن حضرت حاضر نبوده بیعت نکردهام، و طلحه و زبیر براى عذر نقض بیعت مى گفتند: ما از بیعت پشیمان گشته باشتباه خود پى بردیم، امام علیه السّلام از روى مماشات به بطلان و نادرستى گفتارشان اشاره نموده مى فرماید): بجان خودم سوگند اگر امامت تا همه مردم حاضر نباشند منعقد نگردد هرگز صورت نخواهد گرفت (زیرا هنگام تعیین امام حضور همه مردم در یک جا ممکن نیست) ولى کسانیکه اهل آن هستند (بزرگان اصحاب و آشنایان براه خیر و شرّ چون با کسى بیعت نمودند) بر آنان که هنگام تعیین امامت حاضر نیستند حکم میکنند (آنها را وادار مى نمایند که کار انجام شده را بپذیرند) پس در این صورت آنکه حاضر بوده نباید برگردد (نقض بیعت نماید) و آنکه غائب بوده نباید (دیگرى را) اختیار کند (و چون مخالفین از آنچه عقل بر صحّت و درستى آن حکم میکند پیروى نمى نمایند، و رویّه اى را که در باره خلفاء پیش از این عملى شد نمى پذیرید و منظور از این بهانه جوئیها آنست که بناحقّ خلافت را بدست آرند).
أَلَا وَ إِنِّی أُقَاتِلُ رَجُلَیْنِ رَجُلًا ادَّعَى مَا لَیْسَ لَهُ وَ آخَرَ مَنَعَ الَّذِی عَلَیْهِ .
آگاه باشید من با دو کس مى جنگم: یکى آنکه ادّعاء کند آنچه را که براى او نیست (مانند معاویه که خلافت را بدون داشتن لیاقت ادّعاء مى نمود) و یکى آنکه رو گرداند از چیزیکه بعهده گرفته (چون طلحه و زبیر که بیعتى را که وفاى بآن لازم بود شکستند).
أُوصِیکمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا خَیْرُ مَا تَوَاصَى الْعِبَادُ بِهِ وَ خَیْرُ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ عِنْدَ اللَّهِ .
اى بندگان خدا شما را بتقوى و ترس از خدا سفارش مى نمایم، زیرا تقوى بهترین چیزى است که بندگان همدیگر را بآن توصیه و سفارش کنند، و نزد خدا بهترین عاقبت ها است (بهترین کارها کارى است که در دنیا بتقوى خاتمه یابد).
وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَیْنَکمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ وَ لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ .
و بتحقیق دروازه جنگ بین شما و اهل قبله (که بظاهر مسلمانند) گشوده شده، و کسى حامل و بدست گیرنده این بیرق (جنگ با ایشان و شرائط آن) نیست مگر آنکه (بحقائق) بینا و (در سختی ها) شکیبا و بآنچه که حقّ و درست است دانا باشد (امام علیه السّلام، خلاصه جنگ ما با یاغیان اهل قبله که در نظر شما بزرگ مى نماید از روى جهل و غفلت از احکام خدا نمى باشد، بلکه طبق دستور او است).
فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بِهِ وَ قِفُوا عِنْدَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ وَ لَا تَعْجَلُوا فِی أَمْرٍ حَتَّى تَتَبَیَّنُوا فَإِنَّ لَنَا مَعَ کلِّ أَمْرٍ تُنْکرُونَهُ غِیَراً.
پس بجا آورید آنچه را که بآن مأمور مى گردید، و عمل نکنید بآنچه را که از آن منع مى شوید، و در کارى مشتابید (در قبول و ردّ آن عجله نکنید) تا تحقیق نمائید (امر و نهى ما را در آن بفهمید) زیرا حقّ ما است تغییر دادن آنچه را که شما (از روى نادانى) انکار مى کنید (بسا که چیزى را انکار نمائید و صلاح در قبول آن باشد، و بسا قبول مى نمایید و مصلحت در ردّ آن است، پس چون بحقائق آگاه نیستید در هر امرى گفتار ما را بپذیرید).
أَلَا وَ إِنَّ هَذِهِ الدُّنْیَا الَّتِی أَصْبَحْتُمْ تَتَمَنَّوْنَهَا وَ تَرْغَبُونَ فِیهَا وَ أَصْبَحَتْ تُغْضِبُکمْ وَ تُرْضِیکمْ لَیْسَتْ بِدَارِکمْ وَ لَا مَنْزِلِکمُ الَّذِی خُلِقْتُمْ لَهُ وَ لَا الَّذِی دُعِیتُمْ إِلَیْهِ .
آگاه باشید این دنیا که شما آنرا آرزو کرده و بآن علاقه دارید و شما را گاه بخشم مى آورد و زمانى خوشنود مى سازد، نه سراى اقامت و باقى ماندن شما است و نه جائى که براى آن آفریده و نه محلّى که بآن دعوت شدهاید.
أَلَا وَ إِنَّهَا لَیْسَتْ بِبَاقِیَةٍ لَکمْ وَ لَا تَبْقَوْنَ عَلَیْهَا وَ هِیَ وَ إِنْ غَرَّتْکمْ مِنْهَا فَقَدْ حَذَّرَتْکمْ شَرَّهَا فَدَعُوا غُرُورَهَا لِتَحْذِیرِهَا وَ أَطْمَاعَهَا لِتَخْوِیفِهَا وَ سَابِقُوا فِیهَا إِلَى الدَّارِ الَّتِی دُعِیتُمْ إِلَیْهَا وَ انْصَرِفُوا بِقُلُوبِکمْ عَنْهَا.
آگاه باشید نه دنیا براى شما باقى مى ماند و نه شما در آن باقى خواهید ماند، و اگر شما را به (زینتها و آرایشهاى) خود فریب داده از بدى (درد و رنج و سختى) خویش هم بر حذر داشته است، پس رها کنید گول زدنش را ببر حذر داشتنش، و دور کنید بطمع آوردنش را به ترسانیدنش (بنقش و نگار دروغى فریب نخورید، انواع بلاها و سختیهاى آنرا بنظر بیاورید) و از یکدیگر پیشى گیرید (براى رفتن) به سرائى که بسوى آن خوانده شدهاید (در دنیا براى آسایش آخرت که جاى همیشگى است از خدا و رسول پیروى کنید) و دلهاى خویش را از (دوستى) آن دور کنید
وَ لَا یَخِنَّنَّ أَحَدُکمْ خَنِینَ الْأَمَةِ عَلَى مَا زُوِیَ عَنْهُ مِنْهَا وَ اسْتَتِمُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکمْ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ الْمُحَافَظَةِ عَلَى مَا اسْتَحْفَظَکمْ مِنْ کتَابِهِ .
و هیچیک از شما نباید بر چیزى از دنیا که از او گرفته شده است مانند کنیز (که براى از دست دادن هر چیز دست بسرور زده صدا به گریه بلند میکند) بنالد (هر چه از کفش رفت افسرده نشود) و تکمیل نعمت خدا را درخواست کنید به شکیبایى بر (سختى) طاعت او و محافظت بآنچه که شما را بحفظ آن از کتاب خود (قرآن کریم) امر نموده (زیرا شکیبائى بر طاعت و عمل به احکام قرآن سبب رسیدن نعمتهاى بیشمار است).
أَلَا وَ إِنَّهُ لَا یَضُرُّکمْ تَضْیِیعُ شَیْءٍ مِنْ دُنْیَاکمْ بَعْدَ حِفْظِکمْ قَائِمَةَ دِینِکمْ .
آگاه باشید تباه شدن و از دست رفتن متاع دنیا بشما زیانى وارد نخواهد آورد در صورتیکه اساس و پایه دین را محکم کرده باشید.
أَلَا وَ إِنَّهُ لَا یَنْفَعُکمْ بَعْدَ تَضْیِیعِ دِینِکمْ شَیْءٌ حَافَظْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دُنْیَاکمْ .
آگاه باشید بعد از تباه ساختن دین خود آنچه که از دنیا نگاهداشته اید بشما سود نمى رساند.
أَخَذَ اللَّهُ بِقُلُوبِنَا وَ قُلُوبِکمْ إِلَى الْحَقِّ وَ أَلْهَمَنَا وَ إِیَّاکمُ الصَّبْرَ.
خداوند دلهاى ما و شما را بحقّ و رستگارى متوجه گرداند، و شکیبائى (در طاعت و مصیبت و معصیت) را بما و شما عطاء فرماید.

